تعیین ابعاد بهینه زهکش پنجهای بر اساس بهترین خط نشت در سدهای خاکی همگن با استفاده از مدل آزمایشگاهی
صفحه 1-10
سعید صالحی، محمد شایان نژاد، سید سعید اخروی، نویده نجف پور
چکیده در این مقاله تأثیر زاویه و ابعاد زهکش پنجهای بر خط نشت آزاد آب در بدنه سدهای خاکی همگن با استفاده از مدل نرم آزمایشگاهی بررسی شده است. با توجه به خلأ مطالعاتی در مورد ارتفاع بهینه زهکش پنجهای سدهای خاکی و عدم وجود استاندارد معروف و ملزوم، در این پژوهش به این موضوع مهم پرداخته و روش کار بحث شده است. بدین منظور مدل آزمایشگاهی مناسبی ایجاد شد. آزمایشها با ارتفاعهای مختلف آب در پشت دیواره سد خاکی همگن انجام شد و با استفاده از دادههای پیزومتریک، وضعیت خط نشت آزاد آب در حالتهای مختلف زهکش پنجهای مقایسه شد. در پنجه سد سه نوع زهکش با زاویههای 45، 60 و 90 درجه در ارتفاعات مختلف ساخته شدند و روند خط نشت در بدنه سد خاکی در حالتهای مختلف آزمایش و در حداکثر ارتفاع آب سد خاکی با استفاده از هفت چاهک مشاهداتی در بدنه سد و 30 پیزومتر در دیواره فلوم برداشت شد. زهکشها در سه مقطع با سه ارتفاع ساخته شدند که در ادامه 9 مدل آزمایشگاهی آماده شد و دادههای نشت و دبی برداشت گردیده شد. منحنیهای برداشت شده در نقاط انتهایی خط نشت از روند خطی تبعیت میکردند این امر موجب شد معادلات ریاضی خط نشت در انتهای بدنه سد و ابتدای ورود به زهکش ترسیم گردد. و محل برخورد خط با بدنه زهکش از حل عددی معادلات ریاضی خط نشت و خط ریاضی در یک
تأثیر پارامترهای هندسی بر توزیع سرعت در کانالهای روباز با مقطع مرکب
صفحه 11-19
ابراهیم رحیمی، مجید رحیم پور
چکیده کانالهای مرکب ترکیبی از مجرای اصلی و یک یا دو پهنه سیلابی هستند. جریان در این کانالها دارای ساختاری پیچیده است، که دلیل آن اختلاف سرعت بین کانال اصلی و دشت سیلابی و انتقال مومنتم بین آنها است. به دلیل وجود سطح آزاد جریان و دیوارهها، جریانهای ثانویه متفاوت با مجاری بسته در کانالهای روباز ایجاد شده و این جریانها بر ساختار جریان و آشفتگی به شدت تأثیرگذار است. در این بررسی تأثیر نسبت عمق آب در دشت سیلابی به عمق آب در کانال اصلی و زبری پهنه سیلابی، بر توزیع سرعت و محل سرعت بیشینه در کانال روباز با مقطع مرکب، بررسی شده است. نتایج نشان داد که هرچه نسبت عمق آب در دشت سیلابی به عمق آب در کانال اصلی کاهش مییابد پدیده غوطهوری سرعت مشخصتر است و محل سرعت بیشینه در کانال اصلی از سطح آزاد دورتر و به دیواره کانال اصلی نزدیکتر میشود (از محل تقاطع کانال اصلی و دشت سیلابی دور میشود). همچنین افزایش ارتفاع زبری بستر پهنه سیلابی باعث تمایل منحنیهای همسرعت در پهنه سیلابی به سمت مقطع اصلی میشوند و به کاهش سرعت در منطقه دشت سیلابی منجر میشود. زبری پهنه سیلابی بر منحنیهای همسرعت مقطع اصلی فقط در منطقه نزدیک به پهنه سیلابی مؤثر است و در مناطق دیگر اثرات مشهودی ندارد و زبری پهنه سیلابی بر محل سرعت بیشینه بیاثر است.
اثر تغییر اقلیم بر جریان حوضه آبریز رودخانه قرهسو کرمانشاه
صفحه 21-26
لعیا افضلی، محمد حسین نیک سخن، مجتبی اردستانی، محسن آقاشاهی
چکیده در این پژوهش اثر تغییرات اقلیمی بر جریان خروجی حوضه آبریز قرهسو در استان کرمانشاه بررسی و پیشبینی شد. بدین منظور، دادههای دما و بارش آینده (سالهای 2065-2046) در مدل پیشبینی اقلیمی LARS-WG، بر اساس دادههای مشاهداتی گذشته و با کمک دو مدل گردش عمومی جو HADCM3 و MPEH5، تحت سه سناریوی انتشار گازهای گلخانهای A1B، A2 و B1 تولید و ریز مقیاس آماری شدند. دادههای دما و بارش تولید شده به عنوان ورودی مدل بارش- رواناب MapShed به کار رفتند تا رواناب آینده حاصل از دادههای اقلیمی پیشبینی شده به دست آیند. نتایج پیشبینی جریان متأثر از تغییر اقلیم آینده نشان میدهد که چهار مدل- سناریوی MPEH5-A1B، HADCM3-B1، HADCM3-A1B و MPEH5-B1 در دوره 20 ساله آتی، متوسط جریان سالانه کمتری را نسبت به متوسط بلندمدت جریان خروجی حوضه آبریز و دو سناریوی MPEH5-A2 و HADCM3-A2 جریان 20 ساله آینده بیشتری را نسبت به متوسط بلندمدت پیشبینی میکنند. وقوع پیک جریان در بیشتر مدل- سناریوها نسبت به دوره مشاهداتی تغییر نمیکند و فقط در بعضی موارد، جابجایی در زمان وقوع مشاهده میشود. نتایج این پژوهش افزایش جریان در اواخر بهار و تابستان و کاهش جریان در اواخر زمستان و اوایل بهار را نشان میدهد.
بررسی تغییرات زمانی و مکانی سطح آب زیرزمینی نسبت به فاصله از رودخانه زایندهرود (بررسی موردی: دشت کوهپایه- سگزی اصفهان)
صفحه 27-37
شهربانو عباسی جندانی، فائزه غفوری، حسین ملکی نژاد
چکیده در سالهای اخیر با توسعه کشاورزی و افزایش جمعیت، بیشتر دشتهای ایران با افت سطح آب زیرزمینی روبرو شدهاند. هدف از این پژوهش، بررسی وضعیت منابع آب زیرزمینی دشت کوهپایه- سگزی اصفهان در بازه زمانی 88-1374 است. پارامترهای دبی ورودی به منطقه، بارش، تبخیر، دمای میانگین و برداشت از آبخوان در نظر گرفته شده و واکنش سفره آب نسبت به تغییرات آنها در سالهای 1374 و 1388 و نیز در ماههای مختلف این دو سال، سنجیده شده است. نتایج حاصله نشان میهد که سطح سفره در سال 1388 نسبت به سال 1374 به طور متوسط 3.5 متر افت داشته است که این میزان افت در مناطقی که در حریم رودخانه زایندهرود و به خصوص در 30 کیلومتر ابتدایی مسیر رودخانه در ورودی دشت هستند بیشتر بوده و به بیش از 14 متر رسیده است. علاوه بر این، نتایج نشان میدهد که عمق سطح آب چاههایی که تا حریم شش کیلومتری رودخانه قرار دارند به شدت تحت تأثیر نوسانات دبی رودخانه در طول سال است و با افزایش فاصله از رودخانه، از میزان تأثیر دبی بر سطح آب چاهها کاسته میشود. کاهش شدید جریان ورودی به منطقه سبب شده که در مناطق ابتدایی دشت، فشار به منابع آب زیرزمینی برای ادامه فعالیت کشاورزی، افزایش یابد که افت شدید سفره را در پی داشته است. به سمت پایاب رودخانه (نزدیک پل ورزنه) با کاهش دبی و به دنبال آن افت سفره
کاربرد پلیآکریلآمید در مهار اثر چرخه انجماد- ذوب در خاک بر تولید رواناب و هدررفت خاک
صفحه 39-47
مرتضی بهزادفر، سید حمید رضا صادقی، محمدجواد خانجانی
چکیده این پژوهش با هدف بررسی اثر استفاده از سطوح مختلف مصرف پلیآکریلآمید (PAM) بر مهار تولید رواناب و هدررفت خاک، متأثر از چرخه انجماد- ذوب تحت شرایط شبیهسازی باران انجام شد. بدین منظور، اثر استفاده از سطوح 0.25، 0.5 و 0.75 گرم بر متر مربع PAM آنیونی در قالب طرح کاملاً تصادفی با تیمار چرخه انجماد- ذوب و بدون PAM بهعنوان شاهد و سه تیمار آزمایشی از سطوح مصرف PAM در مقیاس کرت کوچک آزمایشی بر زمان شروع و حجم کل رواناب و هدررفت خاک بررسی شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که کاربرد پلیآکریلآمید سطوح مختلف، سبب افزایش معنیدار زمان شروع رواناب شدند به طوری که سطوح مصرف 0.25 و 0.5 گرم بر مترمربع، به ترتیب 49 و 23 درصد تولید رواناب و 77 و 52 درصد هدررفت خاک را کاهش دادند. در مقابل بالاترین سطح مصرف به ترتیب 1.62 و 4.5 برابر تولید رواناب و هدررفت خاک را افزایش داد. بنابراین PAM با قابلیت همآوری ذرات و افزایش نفوذپذیری، اثرات چرخه انجماد- ذوب در خاک را مهار کرده، حال آنکه به دلیل افزایش دافعه بین ذرات رس موجود در خاک به دلیل کاربرد مقادیر زیاد PAM (0.75 گرم بر مترمربع) تأثیر معکوس و افزایشی در تولید رواناب و هدررفت خاک داشته است.
ارزیابی مبادلات آب مجازی و ردپای آب برخی محصولات کشاورزی در ایران
صفحه 49-58
فهیمه میرچولی، سعید سلطانی کوپایی، منیره فرامرزی
چکیده نیاز به افزایش تولید غذا برای جمعیت رو به رشد ایران، ارزیابی بهرهوری آب در بخش کشاورزی و نیز مبادلات آب مجازی را امری مهم ساخته است. مفهوم آب مجازی همراه با ردپای آب، بسیاری از مسائل و بخشها را به یکدیگر ارتباط داده و چارچوب مناسبی را برای مدیریت بهینه منابع آب ارائه میدهند. در این مقاله، ارزیابی ردپای آب محصولات کشاورزی با تفکیک ردپای آب داخلی و خارجی و نیز آب آبی و آب سبز انجام شد. همچنین، میزان ذخیرهسازی و هدررفت منابع آب در اثر تجارت آب مجازی برآورد شد. نتایج این بررسی نشان میدهد که متوسط ردپای آب محصولات مطالعاتی شامل گندم، جو، ذرت، برنج، سیبزمینی، پیاز، سیب، پرتقال و نخودفرنگی در ایران 656 مترمکعب در سال به ازای هر نفر میباشد و نیز ردپای آب خارجی در مقایسه با ردپای آب داخلی کمتر است (40% از کل ردپای آب آبی و 29% از کل ردپای آب سبز). همچنین، در اثر واردات گروه غلات به طور متوسط 14611 میلیون مترمکعب آب ذخیره شده ودر اثر صادرات گروه میوه و حبوبات، 135 میلیون مترمکعب آب از دست رفته است. بر این اساس در دوره 1380-1376به طور متوسط 14476 میلیون مترمکعب آب در کشور ذخیره شده است.
کارکرد سرریزهای لبهکوتاه کرامپ در پیچ یک آبراهه
صفحه 59-67
سید عرفان حسینی مبرا، مهدی یاسی
چکیده احداث سرریزها در محدوده پیچ رودخانه، مشکلاتی را از نظر اختلاف توزیع جریان در عرض و غیریکنواختی راندمان آبگیرهای در دو ساحل چپ و راست رودخانه پدید میآورد. یکی از فرضیهها برای برقراری توزیع یکنواخت جریان، تساوی بده جریان در واحد عرض تاج سرریز، از طریق تغییر پروفیل تاج سرریز از حالت افقی به حالت شیبدار است. در این پژوهش، کارکرد سرریزهای کرامپ با تاج افقی و شیبدار، با هدف همگرایی توزیع بده واحد جریان در عرض پیچ یک آبراهه، ارزیابی شده است. آزمون تجربی جریان در پیچ یک آبراهه در یک فلوم آزمایشگاهی با پیچ 90 درجه انجام شد و خصوصیات جریان در استقرار سرریزهای با تاج افقی و شیبدار، با ارتفاع متغیر و در مقاطع مختلف پیچ کانال، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان میدهد که استقرار سرریزهای با تاج افقی در مقاطع ورودی و خروجی پیچ، مناسبتر است. در محدوده میانی پیچ، تاج شیبدار با شیب 85°
تعیین کارآیی سیستم آبیاری قطرهای زیرسطحی (مطالعه موردی: باغ هلو و مرکبات شهرستان کردکوی)
صفحه 69-76
رقیه باقری، موسی حسام، علیرضا کیانی، ابوطالب هزارجریبی
چکیده کاهش چشمگیر کمیت و کیفیت منابع آب در دسترس و قرار گرفتن کشور ایران در منطقهی خشک و نیمه خشک منجر به توجه بیشتر به سیستمهای نوین آبیاری به منظور افزایش بازده آبیاری و کارایی مصرف آب می شود. از جمله این روشها آبیاری قطرهای زیرسطحی است که تلفات را به حداقل مقدار میرساند. موفقیت یک سیستم آبیاری قطرهای در صورتی است که خوب طراحی شود و اجرای آن نیز خوب صورت گیرد. در این پژوهش به استناد شاخصهای ارائه شده توسط انجمن مهندسین کشاورزی امریکا ( ASAE ) و کارآیی یک سیستم آبیاری قطرهای زیرسطحی اجرا شده مورد بررسی قرار گرفت. پایش شامل بررسی پارامترهای کیفیت آب، بافت و کیفیت خاک، میزان گرفتگی قطرهچکانها و یکنواختی پخش آب، عمق نصب، فاصله قطرهچکانها از یکدیگر و از تنه درختان بود. مقادیر ضریب یکنواختی دبی قطرهچکانها و ضریب تغییرات دبی و عملکرد کلی قطرهچکانها به ترتیب 74% و 25% و 20% به دست آمد. با توجه به مقدار ضریب تغییرات عملکرد قطرهچکان، قطرهچکانها ضعیف شناخته میشوند. عملکرد بسیار ضعیف آنها را میتوان به ضعف طراحی و گرفتگی قطرهچکانها و ناآشنا بودن کشاورز به فن بهره-برداری مناسب از سامانه ربط داد.
آنالیز ابعادی الگوی خیسیدگی خاک از کپسولهای رسی متخلخل
صفحه 77-85
حجت قربانی واقعی، حسین علی بهرامی، فرزین نصیری صالح
چکیده کپسول رسی نوعی لوله تراوا در آبیاری زیرسطحی است که توانایی تأمین هوشمندانه رطوبت ظرفیت زراعی را در ناحیه رشد ریشه دارد. شکل پیاز رطوبتی این قطعات در خاک تحت تأثیر هدایتهیدرولیکی اشباع خاک، تخلخل خاک، حجم آب مصرفی، فشار هیدروستاتیک و زمان آبیاری قرار دارد. در این مقاله، شعاع و عمق پیاز رطوبتی خاک در بافت لوم رسی، بعد از 24 ساعت آبیاری زیرسطحی از منبع تغذیه نقطهای در دو نوع کپسول رسی GBN (قطر 3.5 و ارتفاع 12 سانتیمتر) و GN (قطر 3.5 و ارتفاع 3.5 سانتیمتر) به روش آنالیز ابعادی با تئوری باکینگهام شبیهسازی شد. برای ارزیابی اعتبار نمونهها از تحلیل خطاهای باقیمانده استفاده شد. نتایج تحلیل خطاهای باقیمانده نشان داد که متوسط مقادیر ME، RRMSE و R2 در تخمین شعاع و عمق خیسیدگی کپسولهای رسی GBN و GN به ترتیب 9.82، 23.78، 89.48 و 10.92، 57.97، 90.4 است. پس روش آنالیز ابعادی در هر دو نوع کپسول رسی توانسته است شعاع و عمق خیسیدگی را با دقت خوبی برآورد کند. همچنین نتایج نشان داد که قطعات GN در فشار هیدروستاتیک 100 کیلوپاسکال قادر به تولید شعاع و عمق خیسیدگی مشابه قطعات GBN تا فشار هیدروستاتیک 50 کیلوپاسکال هستند.
بررسی اثر کاربرد کاه جو به عنوان فیلتر آلی برای کاهش نیترات آب زهکشی
صفحه 87-96
شهاب انصاری، منوچهر حیدرپور، فرهاد موسوی
چکیده در سالهای اخیر نیترات یکی از مهمترین منابع آلاینده آب و خاک گزارش شده که عمدهترین دلیل آن آبشویی کودهای ازته کشاورزی است. از سوی دیگر کاهش شدید منابع آب، تصفیه و استفاده دوباره از آب زهکشی را ایجاب میکند. پس هدف از این بررسی کاهش غلظت نیترات آب با استفاده از کاه جو به عنوان فیلتر آلی بوده است. کاه جو به دو صورت مخلوط کامل و لایهبندی، هر یک در سه سطح 10، 20 و 30 درصد حجمی با خاک رس شنی ترکیب و کیفیت آب ورودی و خروجی به تیمارها در طول زمان ارزیابی شد. بر اساس نتایج میزان اختلاط بهینه کاه جو با خاک برای تیمارهای لایهبندی و مخلوط کامل بهترتیب برابر 20 و 30 درصد با کارایی حذف نیترات حدود 81 و 77 درصد بود. تغییرات غلظت آمونیوم آب در طول زمان نزولی و روند تغییر اسیدیته و شوری تابع میزان آنها در ورودی بود.
مقایسه آبنمود واحد لحظهای ژئومورفولوژیک، ژئومورفوکلیماتیک، روسو و آبنمود واحد SCS (مطالعه موردی: حوزه آبخیز منشاد)
صفحه 97-106
فریبا زکی زاده، حسین ملکی نژاد
چکیده وجود ارتباط بین پارامترهای ژئومورفولوژی و هیدرولوژی، این امکان را فراهم میکند تا در حوزههایی که از نظر ژئومورفولوژی تشابه وجود دارد، با ایجاد روابط بین این دو، اقدام به برآورد سیلاب در حوزههای دارای آمار و تعمیم آن به حوزههای مشابه بدون آمار کرد. در این زمینه روشهای زیادی پیشنهاد شده است. از میان این روشها، مقایسه دقت، صحت و درجه اطمینان روشهای آبنمود واحد لحظهای ژئومورفولوژیک، ژئومورفوکلیماتیک، روسو و آبنمود واحد SCS، در برآورد مشخصات آبنمود رواناب خروجی حوزه آبخیز منشاد، هدف این پژوهش است. مقایسه هیدروگرافهای مشاهداتی و برآوردی، با بهکارگیری شاخصهای میانگین خطای نسبی، مجذور میانگین مربعات خطا و ضریب نش ساتکلیف، مؤید کارایی بالای تمامی روشها در برآورد حجم سیلاب (با درصد خطای کمتر از 12) است. نتایج نشان داد که در برآورد دبی اوج، روش ژئومورفولوژیک (با درصد خطای 39.03) و روش روسو (با درصد خطای 42.35) عملکرد بهتری نسبت به سایر روشها داشتند. روشهای مذکور در برآورد زمان تا اوج و شکل هیدروگراف کارایی پایینی داشتند. روشهای ژئومورفوکلیماتیک و SCS نیز در برآورد دبی و زمان تا اوج و شکل هیدروگراف کارایی پایینی داشتند.
تأثیر سوپرجاذبA200 در شرایط تنش خشکی بر برخی پارامترهای فیتوشیمیایی گیاه فلفل قلمی (Capsicum frutescence) و بهرهوری آب
صفحه 107-114
فرشته رستمی، محمدعلی غلامی سفیدکوهی، علی شاهنظری، وحید اکبرپور
چکیده خشکسالیهای پی در پی سبب شده تا در حال حاضر بیشتر نقاط جهان با بحران آب روبرو شوند. از اینرو برای صرفهجویی در مصرف آب بخش کشاورزی از فناوریهای جدید و مواد مختلفی استفاده میشود. یکی از این مواد پلیمرهای سوپرجاذب بوده که میتوانند مقادیر زیادی از آب حاصل از بارندگی و یا آبیاری را جذب کرده و دوباره آن را در دسترس گیاه قرار دهند. بر این اساس، این پژوهش برای بررسی تأثیر پلیمر سوپرجاذب A200 در شرایط تنش خشکی بر برخی صفات فیتوشیمیایی گیاه فلفل مانند ویتامین ث، مواد جامد محلول، نشت یونی، کلروفیل و بهرهوری آب در قالب طرح کاملاً تصادفی و آزمایش فاکتوریل با سه سطح آبیاری شامل 50، 75 و 100 درصد نیاز آبی و چهار سطح پلیمر سوپرجاذب شامل 0، 0.1، 0.2 و 0.3 درصد وزنی انجام شد. نتایج نشان داد، در شرایط تنش سطوح سوپرجاذب سبب افزایش مواد جامد محلول و کاهش نشت یونی در گیاه فلفل قلمی خواهد شد. تحلیل آماری نشان میدهد که برای دستیابی به حداکثر بهرهوری آب و کاهش اثرات منفی برخی از پارامترهای فیتوشیمیایی از جمله نشت یونی، مناسبترین سطح آبیاری و سطح پلیمر سوپرجاذب به ترتیب تأمین 50 درصد نیاز آبی و کاربرد 0.3 درصد وزنی سوپرجاذب است.
برآورد تقاضای آب در تولید محصول یونجه (مطالعه موردی شهرستانهای قروه و دهگلان)
صفحه 115-122
نسیبه زارعی، حسین مهرابی بشرآبادی
چکیده در این پژوهش، تقاضای آب در تولید محصول زراعی یونجه در شهرستان قروه و دهگلان با روش پارامتری مورد بررسی شده است. دادههای لازم از طریق مصاحبه و تکمیل پرسشنامه در سال زراعی 90-1389 با روش نمونهگیری طبقهای متناسب جمعآوری شده است. اندازه نمونه بالغ بر 100 واحد است. برای تعیین بهترین مدل تابع برای برآورد تابع تقاضای آب، انواع توابع انعطافپذیر و غیرانعطافپذیر برازش شدند. نتایج نشان میدهد، تابع کاب داگلاس مناسبتر از دیگر توابع شناخته شد. کشش خودقیمتی تقاضای مشتق شده آب برای محصول یونجه بالغ 2.59- برآورد شده است. کوچکتر بودن مقدار این کشش از منفی یک نشان میدهد، سیاستهای قیمتی میتوانند عامل مهمی در کنترل مصرف غیربهینه این نهاده با ارزش داشته باشد. ارزش اقتصادی هر مترمکعب آب برای تولید یونجه 84.94 ریال برآورد شده که اختلاف زیادی با مبلغ پرداختی کشاورزان به عنوان آب بها، یعنی 28.51 ریال، داشته است. پس، به نظر میرسد، با حذف تدریجی اختلاف قیمتها امکان دارد ارزش آب به جایگاه واقعی خود برسد و بهرهوری نهاده آب در تولید محصول یونجه در منطقه مورد بررسی نیز بالا رود.
بررسی استفاده از ساقه برنج برای حذف کروم از محیط آبی
صفحه 123-132
فاطمه سلطانی، شایان شامحمدی
چکیده فلزات سنگین در صنعت سبب مشکلات زیادی شدهاند. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی اثر تغییرات اندازه ذرات ساقه برنج بر مقدار حذف کروم از محیط آبی است. برای این کار از چهار مقدار 1، 1.5، 2 و 3 گرم جرم جاذب ساقه برنج و هر کدام در اندازه ذرات 75، 300، 850 و 1200 میکرومتر استفاده شد. غلظت محلول کروم در تمامی آزمایشهای جذب 10 میلیگرم بر لیتر انتخاب شده است. حداکثر راندمان جذب در 2=pH و جرم 1 گرم از جاذب 75 میکرومتری، 98.25% به دست آمد. بررسی سینتیک جذب نشان داد که مدل غیرتعادلی لاگرگرن (ضریب همبستگی 1) و هو و همکاران (ضریب همبستگی 0.999) فرآیند جذب را به خوبی توصیف میکنند. همچنین، با افزایش اندازه ذرات جاذب، زمان تعادل به صورت لگاریتمی افزایش مییابد به گونهای که زمان تعادل در اندازه ذرات 75، 300، 850 و 1200 میکرومتر به ترتیب 30، 90، 90 و 120 دقیقه به دست آمد. بررسیهای ایزوترم جذب نیز نشان داد که در ذرات با اندازه 75 میکرومتر مدلهای لانگمویر (ضریب همبستگی 0.993)، فروندلیچ (ضریب همبستگی 0.989)، ردلیچ- پیترسون (ضریب همبستگی 0.993) و سیپس (ضریب همبستگی 0.994) دادههای ایزوترم را به خوبی توصیف میکنند. بررسیهای ایزوترم جذب همچنین نشان داد که حداکثر ظرفیت جذب ساقه برنج با افزایش اندازه ذرات به صورت خطی کاهش مییابد.
بررسی آزمایشگاهی تأثیر استفاده از طوق در کاهش عمق و تأخیر در شروع آبشستگی در اطراف تکیهگاه مستطیلی پایه پل
صفحه 133-141
حسین حسین جان زاده، خسرو حسینی، عبداله اردشیر، حجت کرمی
چکیده بررسی پدیده آبشستگی اطراف تکیهگاه پل به دلیل نقش حیاتی و مهم این سازه، ضروری است. استفاده از طوق اطراف تکیهگاه یکی از روشهای کنترل آبشستگی است که به دلیل سادگی اجرا و عملکرد مناسب، پژوهشها در مورد آن افزایش روزافزون یافته است. از جمله عوامل تأثیرگذار بر آبشستگی تکیهگاهها، شکل و طول تکیهگاه است. در این پژوهش دو نوع تکیهگاه کوتاه و بلند مستطیلی در شرایط جریان 0.65 و 0.85 و 0.95= U/Ucr و در حالت آبشستگی آب زلال، با مصالح بستر یکنواخت (ماسه به قطر میانگین 0.91 میلیمتر و ضریب یکنواختی 1.38) و تا زمان رسیدن به تعادل نسبی بررسی شد. نتایج برای شرایط جریان نزدیک به آستانه حرکت (0.95=U/Ucr) نشان داد که با قرارگیری طوق با طولی معادل دو برابر طول تکیهگاه کوتاه در تراز بستر، عمق و حجم حفره آبشستگی به ترتیب 46 و 37 درصد کاهش مییابد. در حالیکه در تکیهگاه بلند با حضور طوق با طولی معادل طول تکیهگاه در همان شرایط جریان، درصد کاهش عمق و حجم حفره آبشستگی به ترتیب 26 و 34 درصد مشاهده شد. همچنین شروع آبشستگی کناره تکیهگاه در همین شرایط جریان، با حضور طوق در تکیهگاه کوتاه و بلند مستطیلی، به ترتیب 5 و 4.5 ساعت بعد از شروع آزمایشها مشاهده شد.
تحلیل روند تبخیر و تعرق مرجع و بارندگی در تعدادی از ایستگاههای سینوپتیک حوضه آبریز دریاچه ارومیه
صفحه 143-152
مهدی عرفانیان، سحر بابایی حصار
چکیده در این پژوهش، تحلیل روند بارندگی و تبخیر و تعرق به عنوان یکی از مهمترین متغیرهای ورودی و خروجی حوضههای آبریز بررسی شد. برای تحلیل روند، از آمار هواشناسی ماهانه پنج ایستگاه سینوپتیک حوضه آبریز دریاچه ارومیه شامل ارومیه، تبریز، خوی، سقز و مهاباد در طی سالهای 2005-1976 استفاده شد. در ابتدا نرخ تبخیر و تعرق مرجع (ET0) ماهانه با مدل PMF56-Hybrid برآورد شد و سپس از آزمون من- کندال و روش سیل- سن برای تحلیل روند و از آزمــون من- کندال دنبالهای برای شناسایی نقاط جهش استفاده شد. تحلیل روند سری سالانه بارندگی بیانگر وجود روند کاهشی (غیرمعنیدار) در تمام ایستگاهها بجز مهاباد است. همچنین، نتایج روش سیل- سن نشان داد بیشترین نرخ افزایش مقدار ET0 در ایستگاه خوی و 3.44 میلیمتر در سال است ولی بر اساس آزمون من- کندال، مقدار تبخیر و تعرق سالانه در سطح 95% دارای روند افزایشی غیرمعنیدار است. بیشترین و کمترین نرخ کاهش بارندگی سالانه به ترتیب در ایستگاه خوی (4.2 میلیمتر در سال) و تبریز (2.88 میلیمتر در سال) است. بر اساس آزمون من- کندال دنبالهای در سری بارندگی، ایستگاههای خوی و تبریز دارای نقطه جهش با روند نزولی هستند. مقدار جهش تبخیر و تعرق در هیچیک از ایستگاهها معنیدار نیست.
ضریب دبی جریان برای دریچههای قائم
صفحه 153-158
نوید ناصحی اسکویی، فرزین سلماسی
چکیده از انواع دریچهها به طور گستردهای برای اندازهگیری دبی و تنظیم سطح آب در طرحهای آبیاری و زهکشی استفاده میشود. به همین دلیل تعیین ضریب دبی دریچهها مهم است. ضریب دبی به مشخصات هیدرولیکی و هندسی جریان و نوع دریچه بستگی دارد. در این پژوهش با حل همزمان معادله برنولی و اندازه حرکت و روشهای رگرسیونگیری، پارامترهای بیبعد مؤثر در تعیین ضریب دبی جریان و معادله این پارامترها با ضریب دبی جریان مشخص شد. همچنین نتایج برخی معادلات تحلیلی و آزمایشگاهی موجود برای محاسبه ضریب دبی جریان مقایسه شد. معادله غیرخطی برای هر دو حالت جریان آزاد و مستغرق، نسبت به معادله خطی، ضریب دبی جریان را با دقت بیشتری مدل میکند. کلیه محاسبات با استفاده نرمافزار جامع Mathematica v.6 انجام شده است.
تخمین ضریب انتقال آبخوان با استفاده از ظرفیت ویژه
صفحه 159-162
محمد نخعی، مریم افشار، عطیه نظری
چکیده استفاده از دادههای ظرفیت ویژه برای تخمین ضریب انتقال روش مناسبی است. به طور معمول دادههای ظرفیت ویژه در مقایسه با دادههای افت- زمان با سهولت در دسترس قرار میگیرند، بنابراین به کمک دادههای ظرفیت ویژه میتوان تعداد تخمینهای ضریبهای انتقال در یک آبخوان را افزایش داد. پژوهشگران زیادی برای به دست آوردن معادله میان ظرفیت ویژه و ضریب انتقال تلاش کردهاند و روشهای زیادی ارائه شده که رایجترین آنها، روش تحلیلی بر اساس معادله تایس بوده است. در این پژوهش یک روش ساده با استفاده از برنامه کامپیوتری اکسل ارائه میشود که بر مبنای تکرار استوار بوده و تخمین سریع ضریبهای هیدرودینامیکی را در نقاط بیشتری فراهم میکند. این روش به صورت موفقیتآمیزی در دو مکان مختلف از آبخوان دشت قم استفاده شد و در هر دو ناحیه، ضریبهای هیدوردینامیکی حاصل از این روش، با روشهای انطباق منحنی، به صورت منطقی سازگار و هماهنگ هستند.
بررسی پیامدهای اقتصادی بازارهای محلی آب (بررسی موردی شهرستان اردبیل)
صفحه 163-169
غلامحسین کیانی، اصغر باقری
چکیده در سالهای اخیر بازار آب به عنوان یک شیوه کارا برای تخصیص بهینه منابع آب و حل برخی از مشکلات صنعت آب مورد توجه است. ولی سؤالهای زیادی در خصوص بازار آباز جمله پیامدهای اقتصادی آن مطرح است. در این بررسی با بررسی بازارهای محلی آب در شهرستان اردبیل، وضعیت کنونی و پیامدهای اقتصادی آن بررسی شد. بدین منظور ضمن برآورد تابع تولید، ارزش تولید نهابی آب محاسبه و با قیمت بازاری آن مقایسه شد. نتایج نشان میدهد که این بازارها با تأمین 23 درصد آب مورد نیاز زارعین، مرجع مهمی در تأمین آب مورد نیاز ایشان در سال زراعی 89-1388 بوده اند. میانگین قیمت مبادله هر مترمکعب آب 841 ریال و نزدیک به میانگین ارزش اقتصادی هر مترمکعب آب (930 ریال) بوده است. بر این اساس میتوان گفت که آب در بازارهای محلی بر اساس ارزش اقتصادی آن تخصیص مییابد. علاوه بر این نتایج نشان میدهد که خرید آب به قیمت بازار نه فقط سبب کاهش درآمد زارعین نشده بلکه به دلیل ارزش اقتصادی بالای آب سبب افزایش درآمد زارعین بین 1.8 تا 23.9 درصد نیز شده است. بر این اساس بازارهای محلی آب میتواند به عنوان مکانیزم مناسب برای جبران مازاد تقاضا، تخصیص بهینه و افزایش بهرهوری مصرف آب و کاهش هزینههای دولت استفاده شود.
تحلیل فراوانی منطقهای جریانهای حداقل با استفاده از گشتاورهای خطی و روشهای چندمتغیره
صفحه 171-174
اسماعیل دودانگه، سعید سلطانی، علی رضایی
چکیده بررسی جریان های حداقل برای برنامه ریزی و کنترل میزان بهره برداری از منابع آبی به ویژه در مناطق خشک و نیم هخشک مهم است. در این بررسی داده های هیدرومتری مربوط به ٢٦ ایستگاه در حوزه سد سفیدرود انتخاب شد و کمترین جریان ٧ روزه در هر سال به عنوان شاخص جریان کم در هر یک از ایستگاه های مزبور محاسبه شد. متغیرهای فیزیوگرافی و کاربری اراضی حوضه نیز در محیط نرم افزار GIS محاسبه شد. با استفاده از آزمون نکوئی برازش گشتاورهای خطی، توابع توزیع پیرسون نوع سه و لجستیک تعمیم یافته به عنوان بهترین تابع توزیع در دو بخش همگن هیدرولوژیک (حوضه قزل اوزن و شاهرود) در منطقه مشخص شد سپس مقدار جریان حداقل در دوره های بازگشت مختلف با استفاده از تحلیل فراوانی محاسبه شد. نتایج مدل سازی جریان کم با استفاده از رگرسیون چندمتغیره نشان داد مساحت حوضه، نوع کاربری اراضی، شیب متوسط حوضه و ضریب گردی حوضه از عوامل اصلی تأثیرگذار بر میزان جریان حداقل در حوضه هستند.
ارزیابی میزان غلظت جیوه در آب خور موسی در استان خوزستان
صفحه 175-179
صدیقه بابادی، علیرضا صفاهیه، سید محمد باقر نبوی، کمال غانمی، محمدتقی رونق
چکیده خورموسی یکی از با ارزشترین اکوسیستمهای آبی در استان خوزستان است. بررسیهای پیشین انجام شده روی رسوبات و آبزیان این منطقه بیانگر آلودگی این خور به فلز جیوه بوده و میزان آن را بالاتر از استانداردهای جهانی اعلام کردهاند. هدف از این بررسی ارزیابی غلظت جیوه در آب خور موسی است. بدین منظور، پنج خور زنگی، جعفری، پتروشیمی، غزاله و مجیدیه در منطقه خور موسی بررسی شد. نمونههای آب در آبان ماه سال 1388 جمعآوری شد. جیوه محلول در آب با روش استاندارد آفا در نظر گرفته شد و مقدار آن به کمک دستگاه جذب اتمی و روش بخار سرد اندازهگیری شد. غلظت جیوه در نمونههای آب در محدوده 3.66 تا 12.00 میکروگرم در لیتر قرار داشت. بالاترین غلظت جیوه در خورهای غزاله و مجیدیه مشاهده شد و کمترین مقدار آن در خور زنگی یافت شد. نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که غلظت جیوه در آب خور موسی بیش از حداکثر سطح مجاز و و همچنین سطح خطرناک جیوه در آب دریا است که یک بحران زیستمحیطی برای این منطقه محسوب میشود.
