در حال تکمیل ....

تعداد مقالات: 870

زمان پذیرش: 79 روز

درصد پذیرش مقالات: 61

عنوان: مجله پژوهش آب ایران                                                               سابقه مجله: از سال 1386                          

توالی چاپ: فصلنامه                                                                           نوع داوری: دوسو ناشناس

سیاست انتشار:  CC-BY 4.0                                                                 رعایت اخلاق پژوهشی: تبعیت از COPE

نمایه سازی داوری مقالات : Publon                                                     هزینه دسترسی مقالات: رایگان            

هزینه بررسی و داوری: خیر- ندارد                                                          هزینه چاپ مقالات: بله- 250 هزارتومان

رتبه در ارزیابی نشریات علمی کشور: ب                                 شاخص چارک ISC مجله: Q2

پایگاههای نمایه کننده: ISC, SID, Google Scholar, Magiran, Civilica, JREF, EBSCO, CABI, AGRIS, 

Copyright © 2014-2025 Shahrekord University. All rights reserved.

***********

کنترل سرقت ادبی و علمی: بله- کلیه مقالات ورودی به مجله با سامانه مشابهت یابی سینا وب و گوگل اسکولار و سایر پایگاههای داده کنترل میگردد و با متخلفین برابر قوانین وزارت علوم برخود میشود.

                                                                                                              ***********

نویسندگان محترم در هنگام ارسال مقاله از ایمیل رسمی دانشگاه یا موسسه استفاده نمائید. این موضوع در مورد نویسنده مسئول الزامی است و در مورد سایر نویسندگان بشدت توصیه میشود.

                                                                                                              ***********

" این نشریه با احترام به قوانین اخلاق در نشریات تابع قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) می باشد و از آیین نامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می نماید"

                                                                                                              ***********
مجله پژوهش آب ایران از رویه دسترسی آزاد پیروی می کند و هیچ محدودیتی برای دسترسی به همه مقاله های منتشر شده  آن وجود ندارد. نمایه سازی مقالات این مجله در پایگاه Directory of Open Access Journal - DOAJ در دستور کار قرار دارد.

                                                                                                              ***********
پیرو تفاهم نامه منعقده فیمابین مجله پژوهش آب ایران  و دو انجمن ملی با نامهای 1- انجمن هیدرولوژی ایران (http://hydr.ir) و 2- انجمن هواشناسی ایران (https://www.irmetso.com) از این پس مقالات مجله با همکاری این دو انجمن بررسی و چاپ خواهند شد و اعضا این انجمنها میتوانند از امتیازات در نظر گرفته شده بهره ببرند که در این خصوص با انجمن مربوطه تماس حاصل فرمائید. 

                                                                                                              ***********

هیدرولوژی

مدل‌سازی جریان دوره غالب ذوب برف با استفاده از LSTM و داده‌های بازتحلیل ERA5-LAND (مطالعه موردی: حوضه برفگیر بازفت)

صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.14932.2634

علی فتاحی نافچی، محمدرضا شریفی، امین خرمیان

چکیده پیش‌بینی جریان رودخانه در حوضه‌های برفگیر طی دوره غالب ذوب برف، برای مدیریت منابع آب، دارای اهمیت است. مدل های یادگیری ماشین بعنوان مدل های داده محور، بواسطه آموزش روابط بین ورودی‌ها و خروجی‌ها، قابلیت زیادی برای شبیه سازی روابط پیچیده و غیر خطی دارند. شبکه‌های عصبی مصنوعی معمولی، بدلیل عدم ذخیره اطلاعات زمانی عوامل ورودی، قابلیت چندانی در مدل سازی سری زمانی فرایند پیچیده متاثر از ذوب برف را ندارند. رویکرد یادگیری عمیق LSTM، تحت عنوان حافظه بلند ترم های کوچک، برخی محدودیت های مدل های یادگیری ماشین را بواسطه خصوصیت ذخیره سازی اطلاعات زمانی، برطرف نموده است. در تحقیق حاضر، مدل LSTM برای مدل‌سازی جریان روزانه در دوره غالب ذوب برف و با استفاده از داده های بازتحلیل ERA5-LAND در حوضه آبریز برفی بازفت بکارگرفته شد. بر اساس آزمون گاما، بهترین ترکیب متغیرهای ورودی به مدل، شامل دما، آب معادل برف بازتحلیل‌ شده از پایگاه ECMWF و دبی پیشین تعیین شدند. نتایج مدل LSTM با یک لایه پنهان و بهینه ساز Adamax، مقدار NSE وRMSE، بترتیب با ۹۹۴/۰ و 174/0را در مرحله آزمون نشان داد. از اینرو مدل LSTM، بهمراه داده های باز تحلیل، بخوبی قادر به شبیه سازی جریان روزانه در دوره غالب ذوب برف، می باشد.

سازه های آبی

مروری جامع بر آبشستگی پایه پل: تحلیل مکانیسم‌ها و الگوی جریان، عوامل کلیدی، چالش‌ها و راهکارهای حفاظتی

صفحه 15-54

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.14891.2628

الهام قنبری عدیوی، محمد خسروی

چکیده آبشستگی موضعی اطراف پایه‌ پل به‌عنوان یک چالش بزرگ مهندسی هیدرولیک در جهان مطرح است که منجر به کاهش پایداری سازه، تهدید ایمنی و یا ایجاد خسارات اقتصادی قابل توجه می‌شود. این مطالعه اصول، سازوکارها و جنبه‌های مدیریتی پژوهش‌های کاهش و مدیریت آبشستگی پایه پل را به‌طور جامع بررسی می‌کند. محور اصلی این بررسی، تبیین الگوی جریان، فرایندهای ایجاد و گسترش آبشستگی اطراف پایه‌ها و تأثیر پارامترهای کلیدی مانند سرعت و عمق جریان، اشکال هندسی پایه و نوک پایه، دانه‌بندی و خواص رسوبی است تا یک درک منسجم از فرایندهای آبشستگی ارائه شود. همچنین نقاط قوت، محدودیت‌ها و چالش‌های عملی-اقتصادی دو رویکرد اصلی در کنترل این پدیده را توضیح می‌دهد: رویکرد افزایش مقاومت بستر در برابر جریان و رویکرد اصلاح میدان جریان. رویکرد نخست با مصالح مقاوم همچون سنگ‌چین، گابیون، کیسه‌های ژئوتکستایل پر از شن، دوغاب‌ریزی، تشک‌های بتنی مفصلی و صخره‌های مصنوعی سروکار دارد. رویکرد دوم به چگونگی به‌کارگیری سازه‌ها برای تغییر یا کنترل میدان جریان مانند طوق‌ها، شکاف‌های اسکله، شمع‌های قربانی، صفحات مستغرق و آستانه‌ها می‌پردازد. همچنین در ادامه مدل‌های پیش‌بینی آبشستگی پایه پل شامل مدل‌‌های تک‌فازی و دو‌فازی مبتنی بر دینامیک سیالات محاسباتی و روش‌های SPH، معادلات آبشستگی و مدل‌های یادگیری ماشین بررسی می‌شوند. محدودیت‌های آزمایشگاهی و میدانی، عدم قطعیت‌ها و نیاز به بهبود مدل‌سازی یادآوری شده و سپس فرصت‌های آتی با توجه به پیچیدگی موضوع مطرح می‌شود.

سازه های آبی

بررسی آزمایشگاهی میزان آبشستگی اطراف گروه پایه با تجمع اجسام شناور در شرایط جریان بیش از آستانه حرکت

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.14961.2638

زهرا کرمی، الهام قنبری عدیوی، محمدرضا نوری، مهدی اسدی، زینب بدیر

چکیده در این پژوهش، با رویکردی آزمایشگاهی، تلاش شده تا اثرات متقابلِ هیدرودینامیکِ گروه پایه و انباشتگی اجسام شناور بر شدت آبشستگی در بسترهای متحرک بررسی شود. برای این منظور، آرایش‌های مختلف پایه (۳، ۵ و ۶ پایه‌ای) با عرض نسبی 1/0 تحت دبی‌های ۲۴، ۳۹ و ۵۴ لیتر بر ثانیه، در دو سناریوی حضور و عدم حضور اجسام شناور مورد مطالعه قرار گرفتند. تحلیل داده‌ها در محدوده پارامترهای این پژوهش نشان می‌دهد که افزایش سرعت جریان با توسعه گودال آبشستگی رابطه مستقیم دارد. نتایج نشان می‌دهد که در حالت عادی (بدون اجسام شناور)، گروه پایه ۶ تایی با ثبت عمق 8/14 سانتی‌متر، به ترتیب 31/22 و 70/28 درصد بیشتر از گروه‌های ۵ و ۳ پایه‌ای دچار آبشستگی شده است که نشان‌دهنده حساسیت بالای آرایش‌های متراکم‌تر است. از سوی دیگر، حضور اجسام شناور به عنوان عاملی تشدیدکننده عمل کرده و با تغییر الگوی جریان، منجر به افزایش چشمگیر ابعاد گودال آبشستگی شده است. به طوری که در بحرانی‌ترین حالت (گروه پایه ۶ تایی)، تجمع اجسام شناور باعث افزایش 14/35 درصدی عمق آبشستگی نسبت به حالت شاهد گردیده است. این یافته‌ها بر لزوم در نظر گرفتن بارگذاری ناشی از اجسام شناور در طراحی‌های هیدرولیکی و ارائه راهکارهای حفاظتی برای پایه‌های پل تأکید دارد.

سازه های آبی

بررسی آزمایشگاهی اثر انسداد ناشی از سازه بافل مرکزی بر الگوی جریان در یک کانال مرکب مستطیلی تحت رژیم‌های مختلف جریان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.14983.2641

محمد خسروی، الهام قنبری عدیوی، علی رئیسی، غلامرضا شمس، نریمان مهرانفر

چکیده این پژوهش به بررسی آزمایشگاهی اثر بافل مرکزی با درصد انسداد 3/33 درصد بر رفتار هیدرولیکی جریان در یک کانال مرکب مستطیلی تحت دو رژیم زیربحرانی و فوق‌بحرانی می‌پردازد. هدف اصلی، تبیین تأثیر این سازه بر مشخصات جریان با تمرکز بر پارامترهای بی‌بعد شامل عدد فرود، تغییرات پروفیل سطح آب، توزیع سرعت و نرخ استهلاک انرژی است. نتایج نشان داد که در رژیم زیربحرانی، با افزایش دبی، عمق جریان افزایش می‌یابد، اما ورود جریان به ناحیه تنگ‌شدگی بافل موجب کاهش نسبت h/b، شتاب‌گیری محسوس جریان، افت موضعی سطح آب و افزایش عدد فرود تا نزدیکی شرایط بحرانی در مقطع میانی می‌شود. در این رژیم، بافل مرکزی از طریق فرم‌درگ، تلاطم شدید، تشکیل گردابه‌ها و افت موضعی، استهلاک انرژی بالایی در محدوده 72/74 تا 78درصد ایجاد می‌کند و به‌عنوان یک مستهلک‌کننده قوی انرژی عمل می‌نماید. در مقابل، در رژیم فوق‌بحرانی، با وجود افزایش عمق و سرعت جریان با افزایش دبی، اثر بافل بر پارامترهای هیدرولیکی محدودتر و پایدارتر است. در این حالت، عدد فرود در تمام مقاطع بزرگ‌تر از یک باقی می‌ماند، اما با افزایش دبی به عدد یک نزدیک‌تر می‌شود. همچنین، با وجود کاهش موضعی نسبت h/bدر ناحیه میانی، ماهیت پرانرژی جریان مانع از افت شدید سطح آب و شتاب‌گیری قابل‌توجه می‌شود. درصد استهلاک انرژی در این رژیم در محدوده 73/25 تا 35 درصد قرار دارد که به‌مراتب کمتر از رژیم زیربحرانی است. این اختلاف عمدتاً ناشی از حفظ انرژی جنبشی جریان، غوطه‌وری نسبی سازه در دبی‌های بالاتر، جدایش جریان، تلاطم موضعی، امواج ایستابی و احتمال تشکیل پرش هیدرولیکی موضعی است. مقایسه عدد فرود نشان داد که این پارامتر در رژیم زیربحرانی در بازه 14/0 تا 25/0 قرار داشته و با افزایش دبی، روندی افزایشی اما همچنان کمتر از یک دارد، در حالی‌که در رژیم فوق‌بحرانی در بازه 09/1 تا 25/1 بوده و با افزایش دبی کاهش یافته و به شرایط بحرانی نزدیک می‌شود. در مجموع، هیدرولیک جریان در حضور بافل مرکزی به‌شدت تابع رژیم جریان حاکم است؛ به‌طوری‌که در جریان زیربحرانی، نقش غالب آن استهلاک مؤثر انرژی و در جریان فوق‌بحرانی، نقش اصلی آن تعدیل سرعت و کاهش شدت انرژی جنبشی در پایین‌دست است. این یافته‌ها می‌تواند مبنای مناسبی برای طراحی و بهینه‌سازی سازه‌های کنترل انرژی در کانال‌های مرکب مشابه فراهم آورد.

اقتصاد آب

ارزیابی اقتصادی سامانه‌های آبیاری قطره‌ای ‌سطحی و زیرسطحی محصول پنبه (مطالعه موردی: شهرستان ارزوئیه)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 تیر 1405

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.14976.2640

مهدیه ساعی، نادر کوهی، حمید نجفی نژاد

چکیده با توجه به افزایش جمعیت، کاهش سالانه نزولات جوی و محدود بودن منابع تأمین‌کننده آب، استفاده بهینه از منابع آبی موجود یکی از بهترین گزینه‌ها برای ایجاد کشاورزی پایدار است. اگر چه آبیاری قطره‌ای سطحی روش آبیاری مؤثری است؛ اما به‌خاطر معایبی مانند تبخیر سطحی خاک و هدررفت آب، دارای محدودیت‌هایی است. اخیراً روش آبیاری زیرسطحی که قادر است از بروز مشکلات ذکر شده جلوگیری کند، در جهان گسترش پیدا کرده است. با توجه به تابش شدید آفتاب و بالا بودن تبخیر سطحی در بسیاری از مناطق ایران، آبیاری زیرسطحی می‌تواند در کاهش تبخیر بسیار مفید باشد. از طرفی با اعمال کم‌آبیاری اصولی و تنظیم‌شده ضمن افزایش کیفیت محصول، می‌توان استفاده بهینه‌ای از آب داشت. هدف از انجام پژوهش حاضر، ارزیابی اقتصادی ‌سامانه‌های آبیاری قطره‌ای سطحی و زیرسطحی محصول پنبه در شهرستان ارزوئیه است. برای دست‌یابی به اهداف مطالعه، از روش بودجه‌بندی جزئی شامل تعیین ارجحیت سرمایه‌گذاری و محاسبه نرخ بازده نهایی (MRR) بین تیمارهای غیرمغلوب استفاده شد. براساس نتایج، سرمایه‌گذاری در تیمار 1L2S2I (آبیاری قطره‏ای زیرسطحی در سطح 100 درصد نیاز آبی و در الگوی کارگذاری در تمام ردیف‌ها) بر سرمایه‌گذاری در سایر تیمارها ارجح است. نتایج فنی نیز این نتیجه را تأیید کرد و نشان داد که عملکرد محصول پنبه در تیمار سیستم آبیاری قطره‌ای زیرسطحی نسبت به سیستم آبیاری قطره‌ای سطحی بالاتر بوده و علی‌رغم یکسان بودن میزان آب مصرفی، کارایی مصرف آب در تیمار سیستم آبیاری قطره‌ای زیرسطحی نیز حدود 8 درصد بیشتر از تیمار سیستم آبیاری قطره‌ای سطحی است.

منابع آب

مقایسه عملکرد کمّی و عملیاتی الگوریتم‌های تکاملی چندهدفه NSGA-II، ‏MOEA/D و AGE-MOEA در بهینه‌سازی مدیریت فشار شبکه‌های توزیع آب

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.15067.2646

فرزین صیاد بیرانوند، مسعود شاکرمی

چکیده در این پژوهش، عملکرد سه الگوریتم تکاملی چندهدفه NSGA-II، ‏AGE-MOEA و MOEA/D برای بهینه‌سازی شبکه‌های توزیع آب با هدف همزمان کمینه‌سازی هزینه و انحراف فشار ارزیابی شده است. نتایج بر روی شبکه‌های بنچ‌مارک هانوی و بالرما نشان می‌دهد که AGE-MOEA از نظر شاخص‌های کمّی ابرحجم (HV) و فاصله نسلی معکوس (IGD) پوشش کلی بهتری بر جبهه پارتو دارد، اما در شبکه هانوی تنها NSGA-II موفق به یافتن جواب کاملاً موجه با انحراف فشار صفر شد. در شبکه بالرما، ‏MOEA/D به دلیل حساسیت به اختلاف مقیاس اهداف و ضعف در مدیریت قیود، ضعیف‌ترین عملکرد را ثبت کرد. بررسی الگوهای تنظیم ساعتی شیرهای فشارشکن شبکه پلدختر نشان داد که علی‌رغم برتری NSGA-II و AGE-MOEA در کیفیت جبهه پارتو، نوسانات شدید تنظیمات آن‌ها از منظر عملیاتی می‌تواند موجب استهلاک تجهیزات و ناپایداری شبکه شود، در حالی که MOEA/D الگویی محافظه‌کارانه‌تر ارائه می‌دهد. تحلیل روند HV نشان داد MOEA/D به بالاترین مقدار تجمعی در فرآیند همگرایی دست می‌یابد که با برتری AGE-MOEA در HV جبهه پارتو نهایی متفاوت بوده و ناشی از تفاوت این دو معیار است. کاهش فشارهای مازاد حاصل از بهینه‌سازی، پتانسیل کاهش نشت پس‌زمینه را فراهم می‌آورد، هرچند کمّی‌سازی دقیق آن مستلزم مدل‌سازی مستقیم نشت است.
واژه‌های کلیدی: بهینه‌سازی چندهدفه، شبکه توزیع آب، شهرستان پلدختر، قابلیت بهره‌برداری عملیاتی، مدیریت فشار.

آبیاری

تأثیر کاربرد بیوچار بر ویژگی‌های فیزیکی و هیدرولیکی خاک

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.15172.2658

ابوالفضل مجنونی هریس، رضا حسن پور، آیناز عیوض‌پور دهخوارقانیان، حیدر فرج‌نیا، فاطمه میکائیلی خرم‌آباد

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر سطوح مختلف بیوچار حاصل از بقایای هرس درخت صنوبر و کاه و کلش گندم بر برخی ویژگی‌های فیزیکی و هیدرولیکی خاک در دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز انجام شد. بدین‌منظور، بیوچار در سطوح 1، 3 و 5 درصد وزنی به خاک افزوده و پس از چهار ماه، هدایت الکتریکی، جرم مخصوص ظاهری، رطوبت اشباع، رطوبت ظرفیت زراعی، رطوبت نقطه پژمردگی دائم، هدایت هیدرولیکی اشباع، تخلخل و کل آب قابل دسترس اندازه‌گیری شدند. نتایج نشان داد که کاربرد بیوچار موجب افزایش معنی‌دار هدایت الکتریکی، تخلخل، رطوبت اشباع، رطوبت ظرفیت زراعی و کل آب قابل دسترس و کاهش معنی‌دار جرم مخصوص ظاهری شد، اما بر رطوبت نقطه پژمردگی دائم و هدایت هیدرولیکی اشباع اثر معنی‌داری نداشت. در تیمار 5 درصد بیوچار نسبت به شاهد، تخلخل کل، رطوبت اشباع، رطوبت ظرفیت زراعی، رطوبت نقطه پژمردگی دائم، کل آب قابل دسترس و هدایت هیدرولیکی اشباع به‌ترتیب 04/27، 20/55، 16/44، 4/34، 90/51 و 60/38 درصد افزایش و جرم مخصوص ظاهری 80/22 درصد کاهش یافت. در مجموع، کاربرد 5 درصد بیوچار بیشترین بهبود را در کیفیت فیزیکی خاک و ظرفیت نگهداری آب ایجاد کرد و می‌تواند به‌عنوان راهکاری مؤثر برای ارتقای کیفیت خاک و افزایش بهره‌وری مصرف آب در مناطق خشک و نیمه‌خشک توصیه شود.

کیفیت آب

ارزیابی کیفیت جریان آب کانال‌‌های حوضه آبریز غرب تهران با استفاده از شاخص IRWQI

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.15164.2657

ساناز مینوکده، مهدی اسماعیلی بیدهندی، ذبیح‌الله چهارراهی، سید موسی حسینی

چکیده ارزیابی کیفیت آب رودخانه‌های شهری یکی از الزامات مهم مدیریت منابع آب و کنترل آلودگی در حوضه‌های شهری است. هدف از این پژوهش، ارزیابی کیفیت آب رودخانه‌های اصلی حوضه آبریز غرب تهران و بررسی تغییرات آن در دو دوره خشک و تر بوده است. از ۱۰ ایستگاه تعیین شده در هر دوره، در مرداد و بهمن ۱۴۰۴، به دلیل خشک بودن رودخانه حصارک در محدوده ایستگاه‌های S3 و S4، هشت نمونه قابل بررسی بود. روش پژوهش شامل اندازه‌گیری پارامترهای کیفی آب و محاسبه شاخص متداول کیفیت آب ایران (IRWQIsc )، آزمون Shapiro–Wilk برای بررسی نرمال بودن داده‌ها، آزمون t زوجی برای مقایسه شاخص بین دو دوره و تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) برای شناسایی الگوهای هم‌تغییری پارامترها بوده است. با توجه به نتایج، میانگین IRWQIsc در دوره خشک 38/55 و در دوره تر 29/46 بدست آمد و تفاوت دو دوره از نظر آماری معنی‌دار بود (p=0/0207). در PCA، سه مؤلفه نخست به‌ترتیب در دوره خشک و تر85/9 و 84/8 درصد واریانس کل را تبیین کردند. مؤلفه اول دوره تر سهم بیشتری داشت و عمدتاً با پارامترهای COD، BOD₅، NH₄⁺، PO₄³⁻ و Turbidity همراه بود. نتیجه‌گیری نشان داد کیفیت آب در دوره تر نامطلوب‌تر بوده و تغییرات مشاهده‌شده در ساختار پارامترها می‌تواند با تغییر شرایط و منابع مؤثر بر کیفیت آب مرتبط باشد؛ بااین‌حال، تعیین منشأ قطعی این تغییرات به داده‌های هواشناسی، هیدرولوژیکی و اطلاعات مستقیم منابع آلاینده نیاز دارد.

منابع آب

ارزیابی تاب آوری سیلاب شهری با استفاده از شاخص بهبود‌یافته ریسک سیلاب شهری در منطقه 12 تهران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.15148.2655

توحید ترابی، فرهاد هوشیاری پور، ُسیده هدی رحمتی

چکیده در این مقاله تاب‌آوری سیلاب با دو شاخص ریسک سیلاب شهری (UFRI) و شاخص بهبود یافته ریسک سیلاب شهری (IUFRI) ارزیابی و مقایسه شده است. شاخص UFRI در سال 2019 به عنوان یک شاخص چندبعدی و نسبتاً جامع معرفی گردید. ، شاخص IUFRI نیز در سال 2026 با توجه به نقاط ضعف و نواقص شاخص قبل پیشنهاد شد. در حالی که UFRI بر چهار مؤلفه خطر، مواجهه، آسیب‌پذیری و ظرفیت مقابله تمرکز دارد، IUFRI با افزودن مؤلفه ظرفیت همزیستی با سیلاب، ابعاد زیست محیطی، اجتماعی و رفتاری ساکنان را نیز در نظر می‌گیرد و از این جهت شاخصی است با تمرکز بر مفاهیم توسعه پایدار. در این مقاله، این دو شاخص در یک کاربرد عملی و فنی مورد ارزیابی قرار گرفته و تفاوت نتایج تحلیل و ارزیابی شدند. بر اساس نتایج بدست آمده، 1) به طور کلی IUFRI در مقایسه با UFRI سطح تاب آوری را در محدوده‌های مختلف بالاتر و بهتر نشان می‌دهد؛ و 2) توزیع مکانی و پراکنش دو شاخص در محدوده‌های مختلف یکسان نبوده و به یک نسبت تغییر نمی‌کند، به این معنا که تاثیر شاخص همزیستی به طور معناداری در محدوده‌های مختلف، متفاوت است. در مجموع می‌توان گفت شاخص IUFRI تصویری جامع‌ تر از تاب‌آوری با مضمون توسعه پایدار ارائه می‌دهد و به‌عنوان گزینه‌ای مناسب‌ برای ارزیابی تاب‌آوری شهری شناخته می‌شود. نتایج این پژوهش می‌تواند مبنای تصمیم‌گیری‌های آگاهانه‌تر در مدیریت شهری و سیاست‌گذاری‌های کلان در حوزه کاهش خطر سیلاب و ارتقای تاب‌آوری مناطق شهری قرار گیرد.