در حال تکمیل ....

تعداد مقالات: 873

زمان پذیرش: 78 روز

درصد پذیرش مقالات: 61

عنوان: مجله پژوهش آب ایران                                                               سابقه مجله: از سال 1386                          

رتبه در جدیدترین ارزیابی نشریات علمی کشور: الف

شاخص چارک ISC مجله: Q2

توالی چاپ: فصلنامه                                                                           نوع داوری: دوسو ناشناس

سیاست انتشار:  CC-BY 4.0                                                                 رعایت اخلاق پژوهشی: تبعیت از COPE

نمایه سازی داوری مقالات : Publon                                                     هزینه دسترسی مقالات: رایگان            

هزینه بررسی و داوری: خیر- ندارد                                                          هزینه چاپ مقالات: بله- 250 هزارتومان

پایگاههای نمایه کننده: ISC, SID, Google Scholar, Magiran, Civilica, JREF, EBSCO, CABI, AGRIS, 

Copyright © 2014-2025 Shahrekord University. All rights reserved.

***********

کنترل سرقت ادبی و علمی: بله- کلیه مقالات ورودی به مجله با سامانه مشابهت یابی سینا وب و گوگل اسکولار و سایر پایگاههای داده کنترل میگردد و با متخلفین برابر قوانین وزارت علوم برخود میشود.

                                                                                                              ***********

نویسندگان محترم در هنگام ارسال مقاله از ایمیل رسمی دانشگاه یا موسسه استفاده نمائید. این موضوع در مورد نویسنده مسئول الزامی است و در مورد سایر نویسندگان بشدت توصیه میشود.

                                                                                                              ***********

" این نشریه با احترام به قوانین اخلاق در نشریات تابع قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) می باشد و از آیین نامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می نماید"

                                                                                                              ***********
مجله پژوهش آب ایران از رویه دسترسی آزاد پیروی می کند و هیچ محدودیتی برای دسترسی به همه مقاله های منتشر شده  آن وجود ندارد. نمایه سازی مقالات این مجله در پایگاه Directory of Open Access Journal - DOAJ در دستور کار قرار دارد.

                                                                                                              ***********
پیرو تفاهم نامه منعقده فیمابین مجله پژوهش آب ایران  و دو انجمن ملی با نامهای 1- انجمن هیدرولوژی ایران (http://hydr.ir) و 2- انجمن هواشناسی ایران (https://www.irmetso.com) از این پس مقالات مجله با همکاری این دو انجمن بررسی و چاپ خواهند شد و اعضا این انجمنها میتوانند از امتیازات در نظر گرفته شده بهره ببرند که در این خصوص با انجمن مربوطه تماس حاصل فرمائید. 

                                                                                                              ***********

هیدرولوژی

مدل‌سازی جریان دوره غالب ذوب برف با استفاده از LSTM و داده‌های بازتحلیل ERA5-LAND (مطالعه موردی: حوضه برفگیر بازفت)

صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.14932.2634

علی فتاحی نافچی، محمدرضا شریفی، امین خرمیان

چکیده پیش‌بینی جریان رودخانه در حوضه‌های برفگیر طی دوره غالب ذوب برف، برای مدیریت منابع آب، دارای اهمیت است. مدل های یادگیری ماشین بعنوان مدل های داده محور، بواسطه آموزش روابط بین ورودی‌ها و خروجی‌ها، قابلیت زیادی برای شبیه سازی روابط پیچیده و غیر خطی دارند. شبکه‌های عصبی مصنوعی معمولی، بدلیل عدم ذخیره اطلاعات زمانی عوامل ورودی، قابلیت چندانی در مدل سازی سری زمانی فرایند پیچیده متاثر از ذوب برف را ندارند. رویکرد یادگیری عمیق LSTM، تحت عنوان حافظه بلند ترم های کوچک، برخی محدودیت های مدل های یادگیری ماشین را بواسطه خصوصیت ذخیره سازی اطلاعات زمانی، برطرف نموده است. در تحقیق حاضر، مدل LSTM برای مدل‌سازی جریان روزانه در دوره غالب ذوب برف و با استفاده از داده های بازتحلیل ERA5-LAND در حوضه آبریز برفی بازفت بکارگرفته شد. بر اساس آزمون گاما، بهترین ترکیب متغیرهای ورودی به مدل، شامل دما، آب معادل برف بازتحلیل‌ شده از پایگاه ECMWF و دبی پیشین تعیین شدند. نتایج مدل LSTM با یک لایه پنهان و بهینه ساز Adamax، مقدار NSE وRMSE، بترتیب با ۹۹۴/۰ و 174/0را در مرحله آزمون نشان داد. از اینرو مدل LSTM، بهمراه داده های باز تحلیل، بخوبی قادر به شبیه سازی جریان روزانه در دوره غالب ذوب برف، می باشد.

سازه های آبی

مروری جامع بر آبشستگی پایه پل: تحلیل مکانیسم‌ها و الگوی جریان، عوامل کلیدی، چالش‌ها و راهکارهای حفاظتی

صفحه 15-54

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.14891.2628

الهام قنبری عدیوی، محمد خسروی

چکیده آبشستگی موضعی اطراف پایه‌ پل به‌عنوان یک چالش بزرگ مهندسی هیدرولیک در جهان مطرح است که منجر به کاهش پایداری سازه، تهدید ایمنی و یا ایجاد خسارات اقتصادی قابل توجه می‌شود. این مطالعه اصول، سازوکارها و جنبه‌های مدیریتی پژوهش‌های کاهش و مدیریت آبشستگی پایه پل را به‌طور جامع بررسی می‌کند. محور اصلی این بررسی، تبیین الگوی جریان، فرایندهای ایجاد و گسترش آبشستگی اطراف پایه‌ها و تأثیر پارامترهای کلیدی مانند سرعت و عمق جریان، اشکال هندسی پایه و نوک پایه، دانه‌بندی و خواص رسوبی است تا یک درک منسجم از فرایندهای آبشستگی ارائه شود. همچنین نقاط قوت، محدودیت‌ها و چالش‌های عملی-اقتصادی دو رویکرد اصلی در کنترل این پدیده را توضیح می‌دهد: رویکرد افزایش مقاومت بستر در برابر جریان و رویکرد اصلاح میدان جریان. رویکرد نخست با مصالح مقاوم همچون سنگ‌چین، گابیون، کیسه‌های ژئوتکستایل پر از شن، دوغاب‌ریزی، تشک‌های بتنی مفصلی و صخره‌های مصنوعی سروکار دارد. رویکرد دوم به چگونگی به‌کارگیری سازه‌ها برای تغییر یا کنترل میدان جریان مانند طوق‌ها، شکاف‌های اسکله، شمع‌های قربانی، صفحات مستغرق و آستانه‌ها می‌پردازد. همچنین در ادامه مدل‌های پیش‌بینی آبشستگی پایه پل شامل مدل‌‌های تک‌فازی و دو‌فازی مبتنی بر دینامیک سیالات محاسباتی و روش‌های SPH، معادلات آبشستگی و مدل‌های یادگیری ماشین بررسی می‌شوند. محدودیت‌های آزمایشگاهی و میدانی، عدم قطعیت‌ها و نیاز به بهبود مدل‌سازی یادآوری شده و سپس فرصت‌های آتی با توجه به پیچیدگی موضوع مطرح می‌شود.

سازه های آبی

بررسی آزمایشگاهی میزان آبشستگی اطراف گروه پایه با تجمع اجسام شناور در شرایط جریان بیش از آستانه حرکت

صفحه 55-74

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.14961.2638

زهرا کرمی، الهام قنبری عدیوی، محمدرضا نوری، مهدی اسدی، زینب بدیر

چکیده در این پژوهش، با رویکردی آزمایشگاهی، تلاش شده تا اثرات متقابلِ هیدرودینامیکِ گروه پایه و انباشتگی اجسام شناور بر شدت آبشستگی در بسترهای متحرک بررسی شود. برای این منظور، آرایش‌های مختلف پایه (۳، ۵ و ۶ پایه‌ای) با عرض نسبی 1/0 تحت دبی‌های ۲۴، ۳۹ و ۵۴ لیتر بر ثانیه، در دو سناریوی حضور و عدم حضور اجسام شناور مورد مطالعه قرار گرفتند. تحلیل داده‌ها در محدوده پارامترهای این پژوهش نشان می‌دهد که افزایش سرعت جریان با توسعه گودال آبشستگی رابطه مستقیم دارد. نتایج نشان می‌دهد که در حالت عادی (بدون اجسام شناور)، گروه پایه ۶ تایی با ثبت عمق 8/14 سانتی‌متر، به ترتیب 31/22 و 70/28 درصد بیشتر از گروه‌های ۵ و ۳ پایه‌ای دچار آبشستگی شده است که نشان‌دهنده حساسیت بالای آرایش‌های متراکم‌تر است. از سوی دیگر، حضور اجسام شناور به عنوان عاملی تشدیدکننده عمل کرده و با تغییر الگوی جریان، منجر به افزایش چشمگیر ابعاد گودال آبشستگی شده است. به طوری که در بحرانی‌ترین حالت (گروه پایه ۶ تایی)، تجمع اجسام شناور باعث افزایش 14/35 درصدی عمق آبشستگی نسبت به حالت شاهد گردیده است. این یافته‌ها بر لزوم در نظر گرفتن بارگذاری ناشی از اجسام شناور در طراحی‌های هیدرولیکی و ارائه راهکارهای حفاظتی برای پایه‌های پل تأکید دارد.

اقتصاد آب

ارزیابی اقتصادی سامانه‌های آبیاری قطره‌ای ‌سطحی و زیرسطحی محصول پنبه (مطالعه موردی: شهرستان ارزوئیه)

صفحه 75-90

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.14976.2640

مهدیه ساعی، نادر کوهی، حمید نجفی نژاد

چکیده با توجه به افزایش جمعیت، کاهش سالانه نزولات جوی و محدود بودن منابع تأمین‌کننده آب، استفاده بهینه از منابع آبی موجود یکی از بهترین گزینه‌ها برای ایجاد کشاورزی پایدار است. اگر چه آبیاری قطره‌ای سطحی روش آبیاری مؤثری است؛ اما به‌خاطر معایبی مانند تبخیر سطحی خاک و هدررفت آب، دارای محدودیت‌هایی است. اخیراً روش آبیاری زیرسطحی که قادر است از بروز مشکلات ذکر شده جلوگیری کند، در جهان گسترش پیدا کرده است. با توجه به تابش شدید آفتاب و بالا بودن تبخیر سطحی در بسیاری از مناطق ایران، آبیاری زیرسطحی می‌تواند در کاهش تبخیر بسیار مفید باشد. از طرفی با اعمال کم‌آبیاری اصولی و تنظیم‌شده ضمن افزایش کیفیت محصول، می‌توان استفاده بهینه‌ای از آب داشت. هدف از انجام پژوهش حاضر، ارزیابی اقتصادی ‌سامانه‌های آبیاری قطره‌ای سطحی و زیرسطحی محصول پنبه در شهرستان ارزوئیه است. برای دست‌یابی به اهداف مطالعه، از روش بودجه‌بندی جزئی شامل تعیین ارجحیت سرمایه‌گذاری و محاسبه نرخ بازده نهایی (MRR) بین تیمارهای غیرمغلوب استفاده شد. براساس نتایج، سرمایه‌گذاری در تیمار 1L2S2I (آبیاری قطره‏ای زیرسطحی در سطح 100 درصد نیاز آبی و در الگوی کارگذاری در تمام ردیف‌ها) بر سرمایه‌گذاری در سایر تیمارها ارجح است. نتایج فنی نیز این نتیجه را تأیید کرد و نشان داد که عملکرد محصول پنبه در تیمار سیستم آبیاری قطره‌ای زیرسطحی نسبت به سیستم آبیاری قطره‌ای سطحی بالاتر بوده و علی‌رغم یکسان بودن میزان آب مصرفی، کارایی مصرف آب در تیمار سیستم آبیاری قطره‌ای زیرسطحی نیز حدود 8 درصد بیشتر از تیمار سیستم آبیاری قطره‌ای سطحی است.

سازه های آبی

بررسی آزمایشگاهی اثر انسداد ناشی از سازه بافل مرکزی بر الگوی جریان در یک کانال مرکب مستطیلی تحت رژیم‌های مختلف جریان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.14983.2641

محمد خسروی، الهام قنبری عدیوی، علی رئیسی، غلامرضا شمس، نریمان مهرانفر

چکیده این پژوهش به بررسی آزمایشگاهی اثر بافل مرکزی با درصد انسداد 3/33 درصد بر رفتار هیدرولیکی جریان در یک کانال مرکب مستطیلی تحت دو رژیم زیربحرانی و فوق‌بحرانی می‌پردازد. هدف اصلی، تبیین تأثیر این سازه بر مشخصات جریان با تمرکز بر پارامترهای بی‌بعد شامل عدد فرود، تغییرات پروفیل سطح آب، توزیع سرعت و نرخ استهلاک انرژی است. نتایج نشان داد که در رژیم زیربحرانی، با افزایش دبی، عمق جریان افزایش می‌یابد، اما ورود جریان به ناحیه تنگ‌شدگی بافل موجب کاهش نسبت h/b، شتاب‌گیری محسوس جریان، افت موضعی سطح آب و افزایش عدد فرود تا نزدیکی شرایط بحرانی در مقطع میانی می‌شود. در این رژیم، بافل مرکزی از طریق فرم‌درگ، تلاطم شدید، تشکیل گردابه‌ها و افت موضعی، استهلاک انرژی بالایی در محدوده 72/74 تا 78درصد ایجاد می‌کند و به‌عنوان یک مستهلک‌کننده قوی انرژی عمل می‌نماید. در مقابل، در رژیم فوق‌بحرانی، با وجود افزایش عمق و سرعت جریان با افزایش دبی، اثر بافل بر پارامترهای هیدرولیکی محدودتر و پایدارتر است. در این حالت، عدد فرود در تمام مقاطع بزرگ‌تر از یک باقی می‌ماند، اما با افزایش دبی به عدد یک نزدیک‌تر می‌شود. همچنین، با وجود کاهش موضعی نسبت h/bدر ناحیه میانی، ماهیت پرانرژی جریان مانع از افت شدید سطح آب و شتاب‌گیری قابل‌توجه می‌شود. درصد استهلاک انرژی در این رژیم در محدوده 73/25 تا 35 درصد قرار دارد که به‌مراتب کمتر از رژیم زیربحرانی است. این اختلاف عمدتاً ناشی از حفظ انرژی جنبشی جریان، غوطه‌وری نسبی سازه در دبی‌های بالاتر، جدایش جریان، تلاطم موضعی، امواج ایستابی و احتمال تشکیل پرش هیدرولیکی موضعی است. مقایسه عدد فرود نشان داد که این پارامتر در رژیم زیربحرانی در بازه 14/0 تا 25/0 قرار داشته و با افزایش دبی، روندی افزایشی اما همچنان کمتر از یک دارد، در حالی‌که در رژیم فوق‌بحرانی در بازه 09/1 تا 25/1 بوده و با افزایش دبی کاهش یافته و به شرایط بحرانی نزدیک می‌شود. در مجموع، هیدرولیک جریان در حضور بافل مرکزی به‌شدت تابع رژیم جریان حاکم است؛ به‌طوری‌که در جریان زیربحرانی، نقش غالب آن استهلاک مؤثر انرژی و در جریان فوق‌بحرانی، نقش اصلی آن تعدیل سرعت و کاهش شدت انرژی جنبشی در پایین‌دست است. این یافته‌ها می‌تواند مبنای مناسبی برای طراحی و بهینه‌سازی سازه‌های کنترل انرژی در کانال‌های مرکب مشابه فراهم آورد.

منابع آب

مقایسه عملکرد کمّی و عملیاتی الگوریتم‌های تکاملی چندهدفه NSGA-II، ‏MOEA/D و AGE-MOEA در بهینه‌سازی مدیریت فشار شبکه‌های توزیع آب

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.15067.2646

فرزین صیاد بیرانوند، مسعود شاکرمی

چکیده در این پژوهش، عملکرد سه الگوریتم تکاملی چندهدفه NSGA-II، ‏AGE-MOEA و MOEA/D برای بهینه‌سازی شبکه‌های توزیع آب با هدف همزمان کمینه‌سازی هزینه و انحراف فشار ارزیابی شده است. نتایج بر روی شبکه‌های بنچ‌مارک هانوی و بالرما نشان می‌دهد که AGE-MOEA از نظر شاخص‌های کمّی ابرحجم (HV) و فاصله نسلی معکوس (IGD) پوشش کلی بهتری بر جبهه پارتو دارد، اما در شبکه هانوی تنها NSGA-II موفق به یافتن جواب کاملاً موجه با انحراف فشار صفر شد. در شبکه بالرما، ‏MOEA/D به دلیل حساسیت به اختلاف مقیاس اهداف و ضعف در مدیریت قیود، ضعیف‌ترین عملکرد را ثبت کرد. بررسی الگوهای تنظیم ساعتی شیرهای فشارشکن شبکه پلدختر نشان داد که علی‌رغم برتری NSGA-II و AGE-MOEA در کیفیت جبهه پارتو، نوسانات شدید تنظیمات آن‌ها از منظر عملیاتی می‌تواند موجب استهلاک تجهیزات و ناپایداری شبکه شود، در حالی که MOEA/D الگویی محافظه‌کارانه‌تر ارائه می‌دهد. تحلیل روند HV نشان داد MOEA/D به بالاترین مقدار تجمعی در فرآیند همگرایی دست می‌یابد که با برتری AGE-MOEA در HV جبهه پارتو نهایی متفاوت بوده و ناشی از تفاوت این دو معیار است. کاهش فشارهای مازاد حاصل از بهینه‌سازی، پتانسیل کاهش نشت پس‌زمینه را فراهم می‌آورد، هرچند کمّی‌سازی دقیق آن مستلزم مدل‌سازی مستقیم نشت است.

واژه‌های کلیدی: بهینه‌سازی چندهدفه، شبکه توزیع آب، شهرستان پلدختر، قابلیت بهره‌برداری عملیاتی، مدیریت فشار.

آبیاری

تأثیر کاربرد بیوچار بر ویژگی‌های فیزیکی و هیدرولیکی خاک

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.15172.2658

ابوالفضل مجنونی هریس، رضا حسن پور، آیناز عیوض‌پور دهخوارقانیان، حیدر فرج‌نیا، فاطمه میکائیلی خرم‌آباد

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر سطوح مختلف بیوچار حاصل از بقایای هرس درخت صنوبر و کاه و کلش گندم بر برخی ویژگی‌های فیزیکی و هیدرولیکی خاک در دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز انجام شد. بدین‌منظور، بیوچار در سطوح 1، 3 و 5 درصد وزنی به خاک افزوده و پس از چهار ماه، هدایت الکتریکی، جرم مخصوص ظاهری، رطوبت اشباع، رطوبت ظرفیت زراعی، رطوبت نقطه پژمردگی دائم، هدایت هیدرولیکی اشباع، تخلخل و کل آب قابل دسترس اندازه‌گیری شدند. نتایج نشان داد که کاربرد بیوچار موجب افزایش معنی‌دار هدایت الکتریکی، تخلخل، رطوبت اشباع، رطوبت ظرفیت زراعی و کل آب قابل دسترس و کاهش معنی‌دار جرم مخصوص ظاهری شد، اما بر رطوبت نقطه پژمردگی دائم و هدایت هیدرولیکی اشباع اثر معنی‌داری نداشت. در تیمار 5 درصد بیوچار نسبت به شاهد، تخلخل کل، رطوبت اشباع، رطوبت ظرفیت زراعی، رطوبت نقطه پژمردگی دائم، کل آب قابل دسترس و هدایت هیدرولیکی اشباع به‌ترتیب 04/27، 20/55، 16/44، 4/34، 90/51 و 60/38 درصد افزایش و جرم مخصوص ظاهری 80/22 درصد کاهش یافت. در مجموع، کاربرد 5 درصد بیوچار بیشترین بهبود را در کیفیت فیزیکی خاک و ظرفیت نگهداری آب ایجاد کرد و می‌تواند به‌عنوان راهکاری مؤثر برای ارتقای کیفیت خاک و افزایش بهره‌وری مصرف آب در مناطق خشک و نیمه‌خشک توصیه شود.

کیفیت آب

ارزیابی کیفیت جریان آب کانال‌‌های حوضه آبریز غرب تهران با استفاده از شاخص IRWQI

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.15164.2657

ساناز مینوکده، مهدی اسماعیلی بیدهندی، ذبیح‌الله چهارراهی، سید موسی حسینی

چکیده ارزیابی کیفیت آب رودخانه‌های شهری یکی از الزامات مهم مدیریت منابع آب و کنترل آلودگی در حوضه‌های شهری است. هدف از این پژوهش، ارزیابی کیفیت آب رودخانه‌های اصلی حوضه آبریز غرب تهران و بررسی تغییرات آن در دو دوره خشک و تر بوده است. از ۱۰ ایستگاه تعیین شده در هر دوره، در مرداد و بهمن ۱۴۰۴، به دلیل خشک بودن رودخانه حصارک در محدوده ایستگاه‌های S3 و S4، هشت نمونه قابل بررسی بود. روش پژوهش شامل اندازه‌گیری پارامترهای کیفی آب و محاسبه شاخص متداول کیفیت آب ایران (IRWQIsc )، آزمون Shapiro–Wilk برای بررسی نرمال بودن داده‌ها، آزمون t زوجی برای مقایسه شاخص بین دو دوره و تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) برای شناسایی الگوهای هم‌تغییری پارامترها بوده است. با توجه به نتایج، میانگین IRWQIsc در دوره خشک 38/55 و در دوره تر 29/46 بدست آمد و تفاوت دو دوره از نظر آماری معنی‌دار بود (p=0/0207). در PCA، سه مؤلفه نخست به‌ترتیب در دوره خشک و تر85/9 و 84/8 درصد واریانس کل را تبیین کردند. مؤلفه اول دوره تر سهم بیشتری داشت و عمدتاً با پارامترهای COD، BOD₅، NH₄⁺، PO₄³⁻ و Turbidity همراه بود. نتیجه‌گیری نشان داد کیفیت آب در دوره تر نامطلوب‌تر بوده و تغییرات مشاهده‌شده در ساختار پارامترها می‌تواند با تغییر شرایط و منابع مؤثر بر کیفیت آب مرتبط باشد؛ بااین‌حال، تعیین منشأ قطعی این تغییرات به داده‌های هواشناسی، هیدرولوژیکی و اطلاعات مستقیم منابع آلاینده نیاز دارد.

منابع آب

ارزیابی تاب آوری سیلاب شهری با استفاده از شاخص بهبود‌یافته ریسک سیلاب شهری در منطقه 12 تهران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.15148.2655

توحید ترابی، فرهاد هوشیاری پور، ُسیده هدی رحمتی

چکیده در این مقاله تاب‌آوری سیلاب با دو شاخص ریسک سیلاب شهری (UFRI) و شاخص بهبود یافته ریسک سیلاب شهری (IUFRI) ارزیابی و مقایسه شده است. شاخص UFRI در سال 2019 به عنوان یک شاخص چندبعدی و نسبتاً جامع معرفی گردید. ، شاخص IUFRI نیز در سال 2026 با توجه به نقاط ضعف و نواقص شاخص قبل پیشنهاد شد. در حالی که UFRI بر چهار مؤلفه خطر، مواجهه، آسیب‌پذیری و ظرفیت مقابله تمرکز دارد، IUFRI با افزودن مؤلفه ظرفیت همزیستی با سیلاب، ابعاد زیست محیطی، اجتماعی و رفتاری ساکنان را نیز در نظر می‌گیرد و از این جهت شاخصی است با تمرکز بر مفاهیم توسعه پایدار. در این مقاله، این دو شاخص در یک کاربرد عملی و فنی مورد ارزیابی قرار گرفته و تفاوت نتایج تحلیل و ارزیابی شدند. بر اساس نتایج بدست آمده، 1) به طور کلی IUFRI در مقایسه با UFRI سطح تاب آوری را در محدوده‌های مختلف بالاتر و بهتر نشان می‌دهد؛ و 2) توزیع مکانی و پراکنش دو شاخص در محدوده‌های مختلف یکسان نبوده و به یک نسبت تغییر نمی‌کند، به این معنا که تاثیر شاخص همزیستی به طور معناداری در محدوده‌های مختلف، متفاوت است. در مجموع می‌توان گفت شاخص IUFRI تصویری جامع‌ تر از تاب‌آوری با مضمون توسعه پایدار ارائه می‌دهد و به‌عنوان گزینه‌ای مناسب‌ برای ارزیابی تاب‌آوری شهری شناخته می‌شود. نتایج این پژوهش می‌تواند مبنای تصمیم‌گیری‌های آگاهانه‌تر در مدیریت شهری و سیاست‌گذاری‌های کلان در حوزه کاهش خطر سیلاب و ارتقای تاب‌آوری مناطق شهری قرار گیرد.

منابع آب

توسعه مدل شبیه ساز هیدرولیکی و تحلیل عملکرد شیرهای فشارشکن با کنترل زمانی و وابسته به جریان در کاهش نشت شبکه های توزیع آب شهری با استفاده از نرم افزار WaterGEMS

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 مهر 1405

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.15236.2666

سید محمد کاظم بنی هاشمی امام قیسی، علی عطارزاده، حمیده جعفری

چکیده چکیده:

شبکه‌های توزیع آب شرب به‌عنوان شریان‌های حیاتی جوامع بشری، همواره با چالش هدررفت و نشت آب مواجه هستند. مدیریت فشار یکی از مؤثرترین و اقتصادی‌ترین روش‌های کاهش نشت واقعی در شبکه‌های توزیع محسوب می‌شود. پژوهش حاضر با هدف تحلیل هیدرولیکی و ارزیابی راهکارهای مدیریت فشار برای کاهش هدررفت آب در شبکه توزیع شهر پردنجان انجام شد. بدین منظور، مدل هیدرولیکی شبکه با استفاده از نرم‌افزار WaterGEMS توسعه یافت و پس از کالیبراسیون، با داده‌های میدانی فشار و دبی اعتبارسنجی شد؛ به‌طوری‌که اختلاف نتایج شبیه‌سازی و اندازه‌گیری کمتر از 10 درصد بود. سه سناریوی مدیریت فشار شامل فشار ثابت، فشار وابسته به زمان و فشار وابسته به جریان بررسی شد. نتایج نشان داد هر سه سناریو موجب کاهش فشارهای مازاد و نشت شدند. در سناریوی فشار ثابت با فشار بهینه 45 متر، میانگین فشار از 41/2 به 35/8 متر و نشت روزانه از 850 به 715 مترمکعب کاهش یافت. در سناریوی وابسته به زمان، صرفه‌جویی سالانه 71175مترمکعب و در سناریوی وابسته به جریان، 89425مترمکعب برآورد شد. سناریوی وابسته به جریان با کاهش نشت به 605 مترمکعب در روز، حدود 28/8 درصد کاهش نسبت به شرایط پایه ایجاد کرد. با وجود عملکرد فنی بهتر، سناریوی وابسته به زمان به دلیل سادگی و هزینه اجرایی کمتر، مناسب‌ترین گزینه برای شرایط فعلی شبکه پردنجان ارزیابی شد.

کیفیت آب

تغییرات عمقی و مکانی میزان شوری دریاچه‌‌ارومیه در مقطع پل‌میان‌گذر شهید کلانتری در دو دوره بهار و تابستان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 مهر 1405

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.15071.2647

محمدرضا غریب‌رضا، منصور مهدی زاده یوشانلویی

چکیده این پژوهش به‌منظور دستیابی به روند مکانی و عمقی تغییرات شوری دریاچه‌ارومیه به‌ویژه در مقطع پل‌میان‌گذر انجام شده است. مقطع پل به‌طول 1250‌متر به 17 دهانه تقسیم و تعداد 221 نمونه آب در سه تراز عمقی2/0، 5/0 و 8/0 عمق‌کل در شهریور 1403 و خردادماه 1404 و در ایستگاه‌‌هایی در شمال و جنوب پل برداشت شد. در شرایط کم‌آبی (شهریورماه)، بیشینه، کمینه و متوسط میزان‌شوری لایه‌سطحی زیر پل به‌ترتیب 438، 402 و 422 (g/L) ثبت شد. در شرایط پرآبی (خرداد 1404)، بیشینه، کمینه و متوسط میزان شوری در مقطع زیر پل در سوم خرداد به‌ترتیب 447، 409 و425 (g/L) و این مقادیر در روز چهارم خردادماه به‌ترتیب 443، 397 و 424 (g/L) ثبت گردید. بیشینه، کمینه و متوسط میزان شوری در لایه‌سطحی جنوب پل در روز پنجم خردادماه به ترتیب 445، 385 و 425 (g/L) و همین مقادیر در لایه‌سطحی شمال پل 435، 418 و 5/426 (g/L) بود که بیانگر مقادیر شوری کمتری نسبت به شهریور 1403 است. نتایج نشان داد که روند افزایشی از سطح به عمق مقادیر شوری (فرایند لایه‌ای شدن بر اساس شوری) فقط در دهانه‌های U3, U4, U8, U12 میان‌گذر، برقرار بوده، حال‌آنکه، در دهانه‌های U7, U10, U15 روند معکوس و در سایر دهانه‌ها اختلاط برقرار است. پژوهش نتیجه‌گرفت، احداث میان‌گذر موجب افزایش شوری موضعی با افزایش طول خط‌ساحلی شده، لیکن تبادل جریان و بار محلول قطع نشده است.

منابع آب

اولویت‌بندی و تحلیل علّی عوامل مؤثر بر کاهش تراز آب دریاچه ارومیه با تلفیق روش AHP و چارچوب DPSIR

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 مهر 1405

https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.15223.2664

مهجبین ردائی، هیمن محمدپور، مبینا برمکی

چکیده خشک‌شدن دریاچه ارومیه یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های فروپاشی سامانه‌های بوم‎شناختی در مناطق نیمه‌خشک جهان به شمار می‌رود. با وجود تعدد پژوهش‌های انجام‌شده، اغلب مطالعات بر یک یا چند عامل منفرد متمرکز بوده‌اند و چارچوبی تلفیقی برای اولویت‌بندی عوامل و تبیین زنجیره علّی تا ارائه سطح پاسخ‌های سیاستی ارائه نکرده‌اند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی، اولویت‌بندی و تحلیل ساختاری عوامل مؤثر بر کاهش تراز آب دریاچه ارومیه، از رویکرد تلفیقی AHP–DPSIR بهره گرفت. ابتدا، با مرور نظام‌مند ۱۱۰ مطالعه علمی، عوامل مؤثر استخراج و در قالب هفت معیار و زیرمعیارهای مرتبط دسته‌بندی شدند. سپس، اهمیت نسبی عوامل با استفاده از فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی، مقایسات زوجی و قضاوت گروهی ۳۰ خبره تعیین شد. در ادامه، عوامل اولویت‌دار AHP در قالب مؤلفه‌های نیروی محرک، فشار، وضعیت، اثر و پاسخ سازمان‌دهی شدند تا مسیرهای اثرگذاری و نقاط اهرمی مداخله مشخص شود. نتایج نشان داد که در میان هفت معیار اصلی، توسعه کشاورزی با وزن 499/0 در رتبه نخست قرار دارد؛ پس از آن توسعه سازههای آبی با وزن 244/0 و ضعف مدیریتی با وزن 120/0 قرار گرفتند. معیارهای احداث پل میانگذر، تغییرات اقلیمی، توسعه شهری و فعالیتهای انسانی و چالش‎های حقوقی-قانونی نیز بهترتیب وزنهای 066/0، 034/0 ، 021/0 و 016/0 را به خود اختصاص دادند. تحلیل حساسیت با کاهش 10درصدی وزن توسعه کشاورزی، کاهش وزن آن از 499/0 به 491/0را نشان داد، اما ترتیب رتبهها بدون تغییر باقی ماند. همچنین، مقادیر ناسازگاری کلی گزارششده برای ساختارهای AHP در سطوح مختلف کمتر از 1/0 بود و نشاندهنده پذیرش سازگاری قضاوتهای مقایسهای است. مدل DPSIR نشان داد این نیروهای محرک از طریق تغییر کاربری، کشت آب‌بر، برداشت بیش از ظرفیت و تنظیم جریان رودخانه‌ها، کاهش آورد رودخانه، افت تراز آب در آبخوان‌ها، افزایش شوری دریاچه را تشدید می‌کنند؛ پیامدهایی که تخریب زیستگاه، گردوغبار نمکی و آسیب‌های معیشتی را در پی دارد. بنابراین، کاهش مصرف واقعی آب کشاورزی، کنترل برداشت، تضمین حقابه محیط‌زیستی و حکمرانی یکپارچه حوضه، مهم‌ترین پاسخ‌های سیاستی برای احیای پایدار دریاچه‌اند.

هواشناسی و اقلیم

بررسی شاخص‌های مختلف خشک‌سالی برای یافتن تطبیق‌پذیرترین شاخص (مطالعه موردی: شهرستان دامغان)

دوره 16، شماره 2، تابستان 1401

https://doi.org/10.22034/iwrj.2022.10035.2345

حمید رضا گازری، سید فرهاد موسوی، خسرو حسینی

چکیده بررسی و پایش خشک‌سالی مهم‌ترین ابزار مدیریت خشک‌سالی محسوب می‌شود که می‌توان با استفاده از پارامترهای اقلیمی و هیدرولوژیک، شروع و پایان، محدوده مکانی و شدت اثر آن را مشخص نمود و در صورت وجود برنامه‌های مقابله با خشک‌سالی، زمان تشکیل کارگروه بررسی و مقابله را معین کرد. برای تحلیل و بررسی پدیده خشک‌سالی، اولین مرحله، کمی کردن این پدیده است که این مهم با استفاده از شاخص‌های خشک‌سالی محقق می‌شود. در پژوهش حاضر، به بررسی خشک‌سالی هواشناسی با استفاده از شاخص‌های خشک‌سالی در منطقه دامغان در استان سمنان پرداخته شده است. برای این منظور، مقادیر بارش ماهانه در ایستگاه‌های دامغان، حسین‌آباد، خورزان، قوشه، معبد و آستانه، در یک دوره آماری مشترک (98-1376)، گردآوری شد. پس از بررسی روند بارش سالانه در هر ایستگاه، تداوم و بیشینه خشک‌سالی با استفاده از شاخص‌های SPI، DI، PN، CZI، MCZI و ZSI تعیین شد. برای بررسی عملکرد این شاخص‌ها و انتخاب تطبیق-پذیرترین شاخص برای منطقه از فرضیه کمینه استفاده شد. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، شاخص DI در برآورد خشک‌سالی شدید و برآورد ترسالی شدید، نسبت به بقیه شاخص‌ها عملکرد مطلوب‌تری داشت. در مرحله بعد، با استفاده از همبستگی اسپیرمن بین پارامتر بارش و شاخص‌های خشک‌سالی، شاخص PN بهترین عملکرد را داشت. برای مقایسه شاخص‌ها در زمینه برآورد تغییرات تراز آب‌های زیرزمینی، از میانگین‌های متحرک زمانی در دوره‌های 3، 6، 9، 12، 18، 24 و 48 ماهه استفاده شد که در نهایت شاخص SPI به‌عنوان تطبیق‌پذیرترین شاخص در برآورد تغییرات سطح آب‌های زیرزمینی منطقه دامغان مشخص شد.

رابطه آب و خاک و گیاه

بررسی اثر استفاده از دیاتومیت بر ظرفیت جذب و نگهداری آب در خاک

دوره 17، شماره 3، پاییز 1402

https://doi.org/10.22034/iwrj.2023.14373.2521

محمد حسن سیاری، حسین نوفرستی، حسن بصیرانی مقدم

چکیده بخش کشاورزی عمده‌ترین مصرف‌کننده منابع آب در کشور است. برای افزایش بازده آبیاری و استفاده بهینه از منابع آب در مناطق خشک و نیمه‌خشک استفاده از مواد سوپرجاذب با قابلیت جذب آب بسیار بالا مدنظر است. پژوهش حاضر با هدف مطالعه تأثیر دیاتومیت بر ظرفیت جذب و نگهداری آب در خاک انجام شد. بدین منظور، ابتدا نمونه خاک شنی از روستای بیدخت بیرجند تهیه شد. مقادیر مختلفی (0، 10، 20، 40، 60 و 80 گرم) از دیاتومیت خرد با اندازه ذرات متفاوت (0 تا 2، 36/2 تا 75/4، 75/4 تا 5/12 و 5/12 تا 19 میلی‌متر) به گلدان‌های یک کیلوگرمی از خاک افزوده شد. آزمایش‌ها در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. تعداد تیمارهای مورد بررسی 24 و در 3 تکرار است. پس از گذشت 4 ماه، تأثیر افزودن دیاتومیت خام و کلسینه بر ظرفیت جذب آب خاک و ظرفیت نگهداری آب اندازه‌گیری شد. بر اساس نتایج تحقیق، مشخص شد که استفاده از دیاتومیت کلسینه، در حدود 20 درصد بیشتر از دیاتومیت خام ظرفیت جذب آب خاک را افزایش می‌دهد. همچنین مشخص شد که با افزودن ذرات دیاتومیت درشت‌تر از 75/4 میلی‌متر، ظرفیت جذب آب خاک به‌نحو محسوسی افزایش می‌یابد. در رابطه با ظرفیت نگهداری آب نیز، نتایج نشان داد که تقریباً به ازای افزودن هر 10 گرم/کیلوگرم دیاتومیت به خاک مورد بررسی، 6/0 درصد به میزان رطوبت 48 ساعته خاک اضافه می‌گردد. استفاده از دیاتومیت کلسینه تأثیری بر ظرفیت نگهداشت آب نشان نداد ولی استفاده از ذرات درشت‌تر دیاتومیت خام سبب افزایش ظرفیت نگهدشت آب در خاک شد. در مجموع نتایج تحقیق حاضر نشان داد که برای افزایش ظرفیت جذب و نگهداشت آب خاک‌های کشاورزی استفاده از ذرات دیاتومیت خام با اندازه 19-75/4 میلی‌متر بیش‌ترین تأثیر را دارد.

تغییر اقلیم

بررسی روند تغییرات دما و بارش حوضه‌های آبریز ایران در افق 20 سال آینده بر اساس برونداد مدل‌های CMIP6

دوره 16، شماره 1، بهار 1401، صفحه 11-24

https://doi.org/10.22034/iwrj.2022.11204

ثمین انصاری مهابادی، حسین دهبان، محمد جواد زارعیان، اشکان فرخ نیا

چکیده تغییر اقلیم با تغییر در دما و بارش بر چرخه هیدرولوژیکی، بر منابع آب در دسترس و تقاضای آب اثر می‌گذارد. در این راستا پیش‌نگری تغییرات دما و بارش توسط مدل‌های گزارش ششم ارزیابی تغییر اقلیم به دلیل افزایش دقت در برونداد آن‌ها، می‌تواند کمک شایانی را برای برنامه‌ریزی و مدیریت منابع آب در دوره آتی نماید. به علاوه، تعیین مدل‌های مناسب از میان این مدل‌های اقلیمی راهگشای پژوهش‌های آتی در زمینه بررسی اثرات تغییرات اقلیم خواهد بود. تحقیق حاضر به‌منظور دستیابی به اهداف فوق انجام گرفت. در این زمینه ابتدا به‌منظور افزایش دقت نتایج مدل‌های اقلیمی، برونداد 10 مدل‌ اقلیمی گزارش ششم در دوره تاریخی (1995-2014) در مقایسه داده‌های مشاهداتی بر اساس سنجه KGE رتبه‌بندی شدند و بر مبنای رتبه‌های حاصل، وزن‌دهی مدل‌ها صورت گرفت. در ادامه، نتایج تصویرسازی مدل‌های اقلیمی تحت سه سناریوی SSP126، SSP245 و SSP585 دوره آتی، پس از ترکیب برونداد مدل‌ها بر اساس وزن‌های محاسبه شده، حاصل شد و درنهایت متوسط تغییرات دما و بارش در افق 2020-2039 نسبت به دوره تاریخی برای حوضه‌های آبریز ایران ارائه گردید. نتایج بررسی رتبه‌بندی مدل‌های اقلیمی بر اساس توانایی آن‌ها در تصویرسازی‌های اقلیمی نشان داد مدل‌های برتر بسته به اقلیم نواحی مختلف، متفاوت می‌باشند و تنوع آن‌ها در شبیه‌سازی بارش نسبت به دما در ایران بیشتر است. به‌طوری‌که از میان 10 مدل CMIP6، 6 مدل برتر برای شبیه‌سازی بارش و 4 مدل برتر برای شبیه‌سازی دما در نواحی مختلف کشور تعیین شد. به علاوه نتایج حاصل از تصویرسازی اقلیمی حاکی از تغییر بارش از حدود 19+ تا 12- درصد و افزایش دما به طور متوسط در دامنه‌ی 1/0 تا 6/0 درجه سلسیوس در حوضه‌های مختلف کشور طی 20‌ سال آتی خواهد بود، به‌طوری‌که نواحی غربی کشور بیشترین کاهش بارندگی را در این دوره تجربه خواهند کرد.

آبیاری

بررسی تأثیر کم‌آبیاری بر عمکرد و بهره‌وری آب ذرت علوفه‌ای در صورت استفاده از دو نوع مدیریت مختلف در سیستم آبیاری قطره ای

دوره 15، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 15-23

ایمان حاجی راد، سید مجید میرلطیفی، حسین دهقانی سانیج، ساناز محمدی

چکیده با توجه به این که کمبود منابع آبی یک عامل محدودکننده در تولید محصولات کشاورزی به‌شمار می‌آید، برای دستیابی به عملکرد مطلوب و افزایش بهره‌وری آب، داشتن یک برنامه دقیق آبیاری و شیوة مدیریتی مناسب امری لازم و ضروری است. اخیراً تکنولوژی جدیدی به‌نام مدیریت آبیاری پالسی در زمینه آبیاری محصولات زراعی مورد توجه قرار گرفته است. مدیریت آبیاری پالسی شامل یک سری سیکل‌های آبیاری متشکل از یک فاز قطع و یک فاز وصل جریان است به‌طوری که سیکل‌های قطع و وصل تا زمانی که تمام آب مورد نیاز گیاه وارد مزرعه شود ادامه پیدا خواهد کرد. به منظور بررسی تأثیر کم‌آبیاری بر عملکرد و بهره‌وری آب ذرت علوفه‌ای تحت مدیریت آبیاری پالسی و پیوسته آزمایشی در قالب کرت‌های نواری خرد شده بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1398 در منطقه ورامین به اجرا درآمد. فاکتور اصلی شامل سه سطح آبیاری تأمین 100، 80 و 60 درصد (به ترتیب 1W، 2W و 3W) نیاز آبی گیاه و فاکتور فرعی شامل دو مدیریت آبیاری پالسی(P) و پیوسته (C) در سیستم آبیاری قطره‌ای بودند. براساس نتایج به‌دست آمده، بیشترین عملکرد بیولوژیکی ذرت علوفه‌ای مربوط به تیمار 1PW برابر با 25 تن در هکتار و بیشترین بهره‌وری آب نیز در تیمار 2PW برابر 6.72 کیلوگرم بر مترمکعب به‌دست آمد که نسبت به تیمار شاهد به‌ترتیب 25% و 35% افزایش داشتند. بیشترین ارتفاع گیاه مربوط به تیمار 1PW برابر 285 سانتی‌متر بود که نسبت به تیمار آبیاری کامل پیوسته 4.5 درصد افزایش داشت و کم‌ترین آن متعلق به تیمار 3PW برابر 172 سانتی‌متر برآورد شد. با توجه به نتایج مقایسه میانگین و مقادیر بهره‌وری آب به‌دست آمده در این پژوهش، در مناطقی با اقلیم مشابه که با کمبود منابع آبی مواجه هستند به‌منظور استفاده بهینه از منابع آب اعمال تنش کم‌آبی در سطح %80 نیاز آبی گیاه با مدیریت پالسی در زراعت ذرت علوفه‌ای توصیه می‌شود.

رابطه‌ای کلی برای محاسبه نسبت عمق‌های مزدوج انواع مختلف پرش در سطوح شیب‌دار

دوره 10، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 39-48

منوچهر شکریان، محمود شفاعی بجستان

چکیده اگرچه تاکنون پژوهش‌های زیادی در رابطه با پرش در سطوح صاف شیب‌دار انجام شده اما بررسی‌ای در سطوح شیب‌دار با بستر زبر انجام نشده است. هدف اصلی این پژوهش ارائه رابطه‌ای کلی برای محاسبه نسبت عمق‌های مزدوج پرش در سطوح شیب‌دار با بستر زبر بود. بدین منظور انواع مختلف پرش در سطوح شیب‌دار در دو حالت بستر صاف و زبر در محدوده وسیعی از زبری نسبی (0.032-0.546)،‏ شیب‌های مختلف تندآب (14.5،‏ 20.5 و 27.5 درجه) و عدد فرود (1.3 تا 7.4) به‌صورت آزمایشگاهی بررسی شد. با استفاده از نظریه باکینگهام تحلیل ابعادی،‏ پارامتر‌های بی‌بعد مؤثر بر نسبت عمق‌های مزدوج پرش در سطوح شیب‌دار به دست آمد و با استفاده از تئوری خود- تشابهی ناقص،‏ رابطه‌ای کلی استخراج شد. سپس،‏ ضریب‌های معادله کلی استخراج شد و دقت آن با استفاده از داده‌های آزمایشگاهی این بررسی و منابع منتشر شده قبلی ارزیابی شد. نتایج بررسی‌ها نشان داد که معادله دقت بالایی داشته و درصد متوسط خطای آن 7.5 درصد است. همچنین نتایج نشان داد که افزایش زبری نسبی سبب کاهش نسبت عمق‌های مزدوج و عدد فرود اولیه جریان می‌شود به گونه‌ای که در زبری نسبی0.54 کاهش 50 درصدی عدد فرود و نسبت عمق‌های مزدوج را در پی داشت.

تعیین فرآیند بهینه ZLD برای استفاده دوباره از پساب سیستم‌های اسمز معکوس (مطالعه موردی:سیستم اسمز معکوس شهرستان لار)

دوره 14، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 131-143

مسعود نوشادی، محمد افسری

چکیده ایران از جمله کشورهایی است که عمدتاً در منطقه‌ای خشک و نیمه‌خشک قرار دارد و دارای مشکلات بسیاری در زمینه تأمین آب است. از جمله روش­های پیشرفتة تصفیة آب، به کارگیری فرآیندهای غشائی از جمله اسمز معکوس (RO) است که به‌طور گسترده در مناطق خشک و نیمه‌خشک استفاده می­شود. در روش اسمز معکوس دو نوع آب تولید می­شود: یکی آب تصفیه شده و دیگری پساب غلیظ. برای استفاده دوباره از این پساب غلیظ در اسمز معکوس نیاز به حذف تعدادی از عناصر بحرانی است که برای غشا ایجاد مشکل می­کند. در این پژوهش، از فرآیند تخلیه مایع صفر (ZLD) برای حذف عناصر بحرانی پساب سیستم اسمز معکوس شهر لار واقع در استان فارس استفاده شد. هدف از این پژوهش، بررسی فرآیندهای مختلف ZLD و تعیین فرآیند بهینه برای ﺗﺼفیة دوباره پساب اسمز معکوس بود. گزینه‌های مختلفی برای ﺗﺼفیة پساب اسمز معکوس در نظر گرفته شد که شامل فرآیندهای جذب، ترسیب شیمیایی و ترکیبی از این فرآیندها بودند. نتایج در فرآیند جذب از بستر کریستالی سیال کربنات کلسیم و در فرآیندهای ترسیب شیمیایی از هیدروکسید سدیم، آهک، آلومینات سدیم و سولفات آلومینیوم استفاده شد. این مواد شیمیایی در غلظت­های 100، 200، 300، 400، 500 و600 میلی‌گرم در لیتر با پساب ترکیب شدند و پارامترهای کلسیم، منیزیم، کلراید، سدیم، پتاسیم، اسیدیته، شوری، سیلیس وکدورت در آن­ها اندازه­گیری شد. در نهایت غلظت بهینه بر مبنای بیشترین بازدهی حذف عناصر مضر برای غشا اسمز معکوس تعیین شد. بازدهی بهینة حذف املاح در سود سوزآور، آهک، آلومینات سدیم و سولفات آلومینیوم با غلظت­های به‌ترتیب 500، 400، 200 و 100 میلی‌گرم در لیتر به­دست آمدند. هم چنین برای بهبود بازدهی حذف، ترکیب مواد شیمیایی با هم بر اساس غلظت­های بهینه هر کدام از آن­ها که در مرحله قبل به­دست آمده بود، صورت گرفت. بنابراین سولفات آلومینیوم و سود سوزآور، سولفات آلومینیوم و آهک، آلومینات سدیم و سود سوزآور و آلومینات سدیم و آهک با هم ترکیب شدند. در این مرحله بهترین بازدهی حذف در ترکیب غلظت­های بهینة آلومینات سدیم و سود سوزآور بود. در بستر کریستالی سیال فرآیند جذب املاح در بارگذاری­های سطحی مختلف جریان بررسی شدند که بارگذاری سطحی بهینه  m3.h-1.m-21.94 بود. در فرآیند ترکیبی از ترسیب شیمیایی و جذب استفاده شد که بازدهی بهینه در بستر کریستالی سیال با بارگذاری سطحی m3.h-1.m-2 1.94 همراه افزودن غلظت­های بهینة آلومینات سدیم (200 میلی­گرم در لیتر) و سود سوزآور (500 میلی­گرم در لیتر) به­دست آمد.

آب های زیرزمینی

بررسی ارتباط هیدرولیکی آبخوان کاشان با دریاچه نمک مجاور آن و تعیین منشاء شوری ایجاد شده در آبخوان

دوره 16، شماره 3، پاییز 1401

https://doi.org/10.22034/iwrj.2022.13889.2403

ابراهیم آقابیگی، سید عباس حسینی، سامان جوادی پیربازاری، رضا قضاوی

چکیده برداشت بی رویه از منابع آب زیرزمینی منجر به کاهش کیفیت آب‌های زیرزمینی به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی دلایل اصلی شور شدن آبخوان کاشان است که در مجاورت دریاچه نمک قرار گرفته است. جهت انجام این مطالعه 53 حلقه چاه واقع در آبخوان کاشان مورد بررسی قرار گرفت. پس از انتخاب چاه‌ها با گسترش مناسب، 74 نمونه آب از چاه‌های منتخب جمع‌آوری و از نظر شیمیایی و یونی (پارامترهای EC، Na+، K+، Ca2+، Mg2+، Cl-، HCO3-) بررسی شد. بر اساس نتایج حاصل، جهت حرکت جریان آب زیرزمینی در این آبخوان از غرب سفره به سمت شرق آبخوان است، به استثنای منطقه شمال‌شرق آبخوان که جریان برگشتی از سمت دریاچه نمک به سمت داخل آبخوان وجود دارد. نتایج این مطالعه نشان داد که شور شدن آبخوان دشت کاشان در مناطق مختلف دو دلیل عمده دارد: برداشت بی رویه آب‌های زیرزمینی از طریق چاه‌های بهره برداری، بالا آمدن مخروطی شکل آب شور و بروز پدیده آپکنینگ که غالبا در مناطق مرکزی و جنوبی آبخوان رخ می دهد و وجود جریان برگشتی از سمت دریاچه نمک و هجوم آب شور به سمت داخل آبخوان که غالبا در مناطق شمال و شمال‌شرقی آبخوان اتفاق می افتد.