شبیهسازی کیفیت و کمیت زهآب خروجی زهکشهای زیرزمینی با استفاده از روش تحلیل پویایی سیستم
صفحه 1-9
جواد جعفری، امیرحسین ناظمی، سیدعلی اشرف صدرالدینی، حامد نوذری
چکیده در بسیاری از مناطق آبیاری، سطح ایستابی کم عمق باعث ایجاد مشکلات ماندابی و شوری میشود که برای کنترل این وضعیت، از سامانه زهکشهای زیرزمینی استفاده میگردد. در اکثر مواقع این زهکشها مقدار زیادی از آب و نمک را به محیط تخلیه میکنند که برای جلوگیری از این حالت، لازم است زهآبها را مدیریت کرد. پژوهش حاضر روی یک مدل فیزیکی و برای فاصلههای 1.4، 1 و 0.6 متر و عمقهای 0.4، 0.3 و 0.2 متری لولههای زهکشی انجام گرفت. اندازهگیری از دبی خروجی، شوری زهآب، شوری آب زیرزمینی و تراز سطح ایستابی نسبت به زمان انجام شد. سپس با استفاده از روش تحلیل پویایی سیستم که یک روش شبیهسازی بهصورت شیگرا و مبتنی بر روابط بازخورد است، کیفیت و کمیت زهآب خروجی، کیفیت آب زیرزمینی و تراز سطح ایستابی نسبت به زمان شبیهسازی شد. اطلاعات حاصل از شبیهسازی با مقادیر اندازهگیری شده مقایسه شد و ضریب همبستگی برای دبی خروجی، شوری زهآب، تراز سطح ایستابی و شوری آب زیرزمینی حالت آزمایشی (فاصله زهکشها: 1.4 متر و عمق: 0.4 متر) بهترتیب 0.75، 0.92، 0.98 و 0.97 به دست آمد. همچنین مقادیر شاخص آماری RMSE برای پارامترهای فوق بهترتیب برابر با 0.1875 میلیمتر بر دقیقه، 0.1684 دسیزیمنس بر متر، 0.0081 متر و 0.0825 دسیزیمنس بر متر به دست آمد که این امر نشان میدهد نتایج شبیهسازی از دقت بالایی برخوردارند. بررسی تجمعی کمیت و کیفیت زهآب خروجی از زهکشها نشان داد که با افزایش عمق و فاصله زهکشها، حجم و مقدار نمک خروجی افزایش مییابد.
اثر زئولیتهای طبیعی و اصلاحشده با سورفکتانت بر عملکرد کمی و کیفی گندم در آبیاری با پساب
صفحه 11-22
محمد علوی، جهانگیر عابدی کوپایی، بهروز مصطفی زاده فرد
چکیده هدرروی کودهای نیتروژنه بهدلیل پایین بودن کارآیی مصرف کود، موجب مسائل زیستمحیطی میشود. بنابراین استفاده از مواد اصلاحی مانند زئولیتها در خاک اهمیت پیدا میکند. پژوهش حاضر با اهداف بررسی تأثیر اندازة ذرات (میلیمتر و میکرومتر) و میزان کاربرد (20 و 60 گرم در کیلوگرم خاک) زئولیت کلینوپتیلولایت طبیعی و زئولیت اصلاحشده با سورفکتانت بر آبشویی نیترات خاک و عملکرد گیاه گندم با استفاده از ستونهای خاک و برای آبیاری با پساب در محـل گلخانـة پژوهـشی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان در سال زراعی 1395-1394 انجام شد. آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی و در سه تکرار برای هر تیمار طراحی شد. نتایج نشان داد استفاده از اصلاحکنندههای زئولیت طبیعی و زئولیت اصلاحشده با سورفکتانت رشد گیاه گندم را بهبود بخشید و میزان نیتروژن برداشتشده توسط گیاه را افزایش داد؛ بهگونهای که غلظت نیتروژن دانه و نیتروژن برداشتشده توسط گیاه در ستونهای دریافت کنندة زئولیت طبیعی بهطور معنیداری (1.45 و 2.49 درصد) بیشتر از ستونهای دریافتکننده زئولیت اصلاحشده با سورفکتانت بود. با افزایش سطح کاربرد اصلاحکننده میزان نیتروژن نیتراتی خروجی از ناحیة ریشه بهطور معنیداری (در سطح 5 درصد) کاهش یافت؛ اما نوع اصلاحکننده بر میزان نیتروژن آبشویی شده اثر معنیداری نداشت.
بررسی آزمایشگاهی تأثیر مغناطیس و ماده آلی بر آب و مشخصات حرکت جبهه رطوبتی در محیط متخلخل
صفحه 23-36
سید هادی ابطحی، محمد همتی، وحید رضاوردینژاد
چکیده میدانهای مغناطیسی، ضمن تغییر خواص فیزیکی و شیمیایی آب، منجر به تغییر مشخصات حرکت آب در محیط متخلخل میشوند. هدف از تحقیق حاضر، بررسی آزمایشگاهی تأثیر تلفیقی و مجزای کاربرد مغناطیس و مادهی آلی بر نحوه توزیع رطوبت در خاکهای مطبق است. بدین منظور، تأثیر آبهای مغناطیسی و معمولی بر مشخصات کیفی آب و همچنین، در قالب هشت تیمار، بر حرکت رطوبت در خاکهای درشتبافت، ریزبافت، درشتبافت مخلوط با پیتماس و ریزبافت مخلوط با پیتماس مورد ارزیابی قرار گرفت. درنهایت، نتایج نشان داد (به جهت عدم دسترسی، به ادوات ساده استاندارد، یا محدودیت شدید در بهکارگیری دستگاههای بروز اولیه، ارجاع به نتایج و بحثها، صرفاً پس ازاعتبارسنجی مجدد در سطح ملی- بینالمللی، بلامانع میباشد) که در اثر اعمال مغناطیس بر آب آبیاری، هدایت الکتریکی آب زهکشی در تمام تیمارها بهجز تیمار خاک ریزبافت مخلوط با پیتماس کاهش یافت و بیشترین کاهش در تیمار خاک ریزبافت و تا 0.875 mmho/cm گزارش شد. همچنین، pH زهآب نیز در هر چهار تیمار خاک افزایش پیدا کرد که بیشترین افزایش در تیمار خاک ریزبافت مشاهده گردید و مقدار آن به 7.6 رسید. علاوه بر آن، با تحلیل منحنیهای پیشروی-توزیع رطوبتی خاک مشخص شد که در اثر بهکارگیری آب مغناطیسی و بهطور نمونه در بیشترین حالت ممکن در راستای افقی، شعاع پیشروی افقی با 19.81 درصد افزایش به 38.9 سانتیمتر رسید. در پایان، نتایج تحقیق حاضر بهطورکلی حاکی از تأثیرگذاری مغناطیس بر خصوصیات شیمیایی آب خاک و بهویژه مشخصات دینامیکی آب در خاک، از جمله الگوی توزیع رطوبتی و سرعت پیشروی میباشد.
مدلسازی هیدرولوژیکی حوضه آبخیز رودخانه تلوار تحت تاثیر تغییرات اقلیمی
صفحه 37-49
فواد ناصرآبادی، رضا قضاوی، مهدی ذاکرینیا
چکیده شبیهسازی جریان رودخانهها، پیشبینی رفتار هیدرولوژیکی حوضههای آبخیز و داشتن درک صحیح از مؤلفههای مختلف چرخة هیدرولوژیکی برای برنامهریزی و حفاظت از منابع آب اهمیت بسیار دارد. مدلسازی از ابزارهای قابل استفاده برای مدیریت منابع آب است. مدلسازی کامپیوتری، در چند دهة گذشته به طور فزایندهای توسعه داده شد. در پژوهش حاضر بر اساس دادههای وضع موجود ایستگاه سینوپتیک قروه، با کمک مدل SDSM دورة آماری 2049-2020 پیشبینی و در نهایت آثار تغییر اقلیم بر وضعیت هیدرولوژیک حوضة آبخیز رودخانة تلوار با مساحت 2490 کیلومتر مربع واقع در استان کردستان با استفاده از مدل SWAT شبیهسازی شد. از دادههای روزانة دبی ایستگاه هیدرومتری تلوار- حسنخان در سالهای 2000 تا 2017 میلادی برای شبیهسازی استفاده و آمار سالهای 2000 تا 2011 (22 سپتامبر 2000 تا 22 سپتامبر 2011) و 2011 تا 2017 (23 سپتامبر 2011 تا 22 سپتامبر 2017) بهترتیب برای واسنجی و اعتبارسنجی مدل در نظر گرفته شد. ضرایب R2 و ENS برای ارزیابی کارایی مدل SWAT استفاده شد. مقدار ضرایب R2 و ENS در دورة واسنجی رواناب ماهانه بهترتیب 0.65 و 0.44 و در دورة اعتبارسنجی 0.77 و 0.59 به دست آمد. نتایج مطالعه، ضمن تأکید بر کارایی هر دو مدل SDSM در پیشبینی اقلیمی و SWAT در شبیهسازی هیدرولوژیکی، نشان داد که در وضعیت اقلیمی آینده، برای دورة زمانی 2049-2020 متوسط ماهانه درجة حرارت کمینه و بیشینه به غیر از ماههای سپتامبر، اکتبر، نوامبر و دسامبر، افزایش و متوسط بارندگی ماهانه در فصول زمستان و بهار کاهش خواهد یافت؛ در حالی که به مقدار آن در فصول تابستان و پاییز افزوده خواهد شد. مقایسه میانگین ماهانة رواناب در دورة مشاهداتی با دورة آتی نشاندهندة افزایش رواناب در ماههای ژانویه، فوریه و دسامبر و کاهش آن در دیگر ماههاست.
تأثیر آبگریزی خاک بر رواناب و فرسایش در شدتهای مختلف بارش
صفحه 51-60
ریحانه السادات موسوی زاده مجرد، سید حسن طباطبائی، بهزاد قربانی، نگار نورمهناد
چکیده ویژگیهای فیزیکی خاک نقش مهمی در تولید رواناب، فرسایش پذیری و رسوب دارند. هدف این پژوهش بررسی میزان رواناب و فرسایش در سطوح مختلف آبگریزی و شدت بارش است. بدین منظور خاک بهطور مصنوعی با استفاده از اسید استئاریک، آبگریز شد. سپس با استفاده از مدل فیزیکی به نام دستگاه تحقیقاتی پیشرفته مطالعات هیدرولوژی، مقدار رسوب و رواناب پنج تیمار خاک آبگریز شده تحت تأثیر پنج تیمار شدت بارش، شبیهسازی شد. تیمارهای شدت بارش شامل پنج سطح احتمال وقوع صفر (احتمال وقوع حتمی)، 10% ± و 20% ± شدت بارش 30 دقیقهای با دوره بازگشت 1000 سال ایستگاه باران نگار شهرکرد (1.41 میلیمتر در دقیقه) بوده است. نتایج نشان داد که با افزایش سطح آبگریزی حجم رواناب خارج شده از سیستم افزایش یافت. ضریب رواناب در تیمار خاک آبدوست 0.0008 تا 0.0011 و در تیمارهای آبگریز 0.05 تا 0.94 مشاهده شد. مقدار رسوبات خارج شده به همراه رواناب، با افزایش سطح آبگریزی کاهش یافت. در تیمارهای خاک آبگریز حجم نفوذ عمقی در دو سطح آبگریزی اندک و متوسط در مقایسه با نفوذ عمقی تیمار شاهد، به میزان اندک (380 تا 950 سانتیمترمکعب) مشاهده شد. در تیمارهای آبگریزی شدید و خیلی شدید، هیچ مقدار نفوذ عمقی مشاهده نشد.
طراحی بهینه مقطع کانال باز ذوزنقهای با در نظر گرفتن ارتفاع آزاد پوشش به عنوان یک متغیر طراحی
صفحه 61-69
انیس احمدی، علی خوش فطرت، محمد ملکی
چکیده در این پژوهش، برای اولین بار در بهینهسازی مقطع عرضی کانالهای باز علاوه بر ارتفاع آزاد کل، ارتفاع آزاد پوشش نیز بهعنوان یک متغیر طراحی در نظر گرفته شد. هدف نخست کمینهسازی هزینه خاکبرداری و هزینه پوشش کانال بوده و هدف دوم کمینهسازی احتمال سرریز از مقطع عرضی آن بود. معادلة مانینگ جریان نیز بهعنوان قید در نظر گرفته شد. بهدلیل احتمالی بودن هدف دوم، مدلها در دسته بهینهسازیهای احتمالی قرار گرفتند؛ بنابراین با مشتقگیری از معادلة مانینگ نسبت به متغیرهای تصادفی به فرم قطعی و تکهدفه تبدیل شدند. نتایج حل مدلها با نرمافزار Wolfram Mathematica برای یک مثال عددی نشان داد که در هر دو مدل بهینهسازی برای احتمال سرریز کم، هزینه کل بیشتر بوده و با افزایش احتمال سرریز از 0.025 تا 0.3، متغیرهای قیمت کل و عرض کف کانال، ارتفاع آزاد کل و ارتفاع آزاد پوشش کاهش پیدا کرد. از سوی دیگر، عمق جریان در کانال و شیبهای جانبی افزایش یافت. بهطور کلی در نظر گرفتن ارتفاع آزاد پوشش در کانال باز، مقطع بهینه با هزینة کل کمتری را ایجاد کرد.
ارزیابی اثر سوپرجاذب بر عملکرد و کارایی مصرف آب خیار در شرایط کمآبیاری
صفحه 71-88
ناصر زینی وند، داود خدادادی دهکردی، حیدرعلی کشکولی، علی عصاره، اصلان اگدرنژاد
چکیده برای بررسی تأثیر تنش رطوبتی و سطوح مختلف سوپرجاذب بر عملکرد محصول خیار رقم سوپر دامینوس هیبرید، در خاک شنی، آزمایشی بهصورت کرتهای یک بار خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی، در فصل زراعی (96-1395) و با سه تکرار در مزرعة تحقیقاتی در شهرستان سیمره استان ایلام بررسی و اجراشد. تیمارهای آبیاری در سه سطح (شامل 60، 80 و 100 درصد نیاز آبی گیاه) بهعنوان کرتهای اصلی، بهترتیب با نشانههای I1، I2 و I3 و تیمارهای سوپرجاذب در چهار سطح (0، 15، 30 و 45 گرم در مترمربع) بهعنوان کرتهای فرعی، بهترتیب با علائم S0، S1، S2 و S3 در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که اثر تیمارهای آبیاری و سوپرجاذب در سطح یک درصد بر وزن میوه و عملکرد محصول خیار معنیدار شدند. بیشترین و کمترین وزن میوه و عملکرد محصول خیار بهترتیب با میانگینهای 72.86 و 56.90 گرم و 3.7 و 1.97 کیلوگرم در مترمربع مربوط به تیمارهای آبیاری کامل (I1) و تنش شدید خشکی (I3) بود. نتایج نشان داد در شرایط تنش خشکی، استفاده از سوپرجاذب، باعث افزایش وزن میوه و عملکرد محصول خیار نسبت به عدم کاربرد سوپرجاذب شد. همچنین اثر تیمارهای آبیاری و سوپرجاذب در سطح یک درصد بر کارایی مصرف آب محصول خیار معنیدار شدند. بر اساس نتایج بیشترین و کمترین کارایی مصرف آب بهترتیب با مقادیر 8.11 و 6.15 کیلوگرم بر مترمکعب مربوط به تیمارهای آبیاری کامل (I1) و تنش خشکی شدید (I3) بود. در پایان نتیجهگیری شد که سوپرجاذب قادر است از کاهش معنیدار عملکرد محصول خیار در شرایط تنش آبی و بافت سبک شنی جلوگیری کند.
ایزوتوپی کارست و منشأ چشمه های آبخوان مرزی خراسان شمالی
صفحه 89-100
فاطمه باقری، غلامحسین کرمی، رحیم باقری
چکیده منابع آبی کارست به ویژه در نواحی خشک، بهعنوان مهمترین منبع آب شرب در دنیا محسوب میشوند که اولین مرحله برای مدیریت بهتر آنها، تعیین منشأ و حوضة آبگیر و فرآیندهای هیدروژئوشیمیایی حاکم بر آنهاست. آبخوان کارستی مورد مطالعه، واقع در استان خراسان شمالی، دارای رخنمون گستردهای از آهکهای تیرگان است. این آبخوان بزرگ و مرزی علیرغم تغذیة زیاد، توسط تعداد معدودی چشمة کارستی (ارناوه، رزقانه، اسطرخی، قردانلو، ایوب و سرانی) با دبی بین 15 تا 500 لیتر بر ثانیه تخلیه میشود. نمونههای آب چشمهها و بارش برای یک دورة یک ساله جمعآوری و یونهای اصلی و ایزوتوپهای پایدار (δ18O و δD) برای تعیین خط بارش ایزوتوپی، تعیین منشأ، منابع تغذیه و فرآیندهای ژئوشیمیایی حاکم بر منابع کارستی منطقه، آنالیز شده است. مقدار هدایت الکتریکی بین 250 تا 800 میکروموس بر سانتیمتر در چشمههای آب سرد و حدود 1020 میکروموس بر سانتیمتر در چشمة آب گرم ایوب متغیر است. با توجه به نتایج هیدروشیمیایی و نسبتهای یونی، رخسارههای غالب در این آبخوان کارستی، رخسارة بیکربناته کلسیک - منیزیک ناشی از انحلال سنگ کربناته و سولفاته-کلسیک ناشی از انحلال ژیپس و پیریت در چشمه ایوب هستند. در چشمه ارناوه، ایوب و رزقانه، میزان غلظت یونهای سدیم و پتاسیم نیز وجود اپیکارست و لایههای شیلی و مارنی زیادتر در حوضة آبگیر این چشمهها، غالب بودن جریان افشان و زمان ماندگاری زیادتر آب افزایش یافته است. بر اساس پارامترهای فیزیکو شیمیایی، تغییرات دبی با مقدار هدایت الکتریکی و دما در چشمههای اسطرخی و سرانی بهدلیل بزرگتر بودن حوضة آبگیر و توسعه بیشتر کارست، محسوستر است و رابطة عکس نشان میدهند. برای اولین بار معادلة خط بارش ایزوتوپی محدودة چشمهها بر اساس دادههای برداشت شده بهصورت δ2H = 7 δ18O + 6.32 ارائه شده است؛ به گونهای که شیب و عرض از مبدأ کمتری نسبت به خط بارش ایزوتوپی جهانی به علت تأثیر تبخیر ثانویه از باران در طول بارش، نشان میدهد. همة چشمههای مورد مطالعه روی خط آب جوی محلی و در نزدیکی خط مدیترانه واقع شدهاند که میتوان نتیجه گرفت بارشهایی که باعث تغذیة این چشمهها میشوند منشأ جوی دارند که بیشتر از تودههای هوایی مدیترانهای نشأت میگیرند. غنیتر بودن ترکیب ایزوتوپی چشمه ارناوه بهدلیل کمی تبخیر در طول مسیر جریان آب از آهک مارنی با قابلیت نفوذپذیری کم و همچنین ضخامت زیاد اپیکارست در حوضة آبگیر آن که تأییدکنندة نتایج هیدروشیمیایی و هیدروژئولوژی است. حوضة آبگیر چشمهها تاقدیسهای مجاور آنها است که با استفاده از دادههای ایستگاههای مختلف اطراف چشمهها مقدار δ18O بین %0.32 و %1.6 در هر 100 متر ارتفاع تغییر کرده و ارتفاع تغذیة چشمهها بین 2200 تا 2700 متر متغیر میباشد که تأییدکنندة حوضة آبگیر آنهاست.
اثر شکل سرشمع در ابعاد حفره آبشستگی در پایه پلها با هندسه مرکب
صفحه 101-109
واله خالدی، عطا امینی، جمیل بهرامی
چکیده از تأثیرگذارترین دلایل شکست پل آبشستگی موضعی است. در این پژوهش با استفاده از مدل فیزیکی، میزان تأثیرگذاری شکل سرشمع بر ابعاد حفرة آبشستگی بررسی شد. دادههای آزمایشگاهی از سه مدل کوچک مقیاس شده از پایههای مرکب که دارای سرشمعهایی با شکلهای متفاوت هستند، استخراج شدند. آزمایشها در شرایط آب زلال و با رسوبات یکنواخت و دبی یکسان انجام شدند. عمق آب در آزمایشها ثابت و به گونهای انتخاب شد که شرایط آب کمعمق را فراهم کند. تغییرات طول، عرض و عمق حفرة آبشستگی در اثر تغییر ارتفاع سرشمع اندازهگیری و رسم شد. نتایج نشان داد که ابعاد حفره تا حدودی با طول (lPC) عرض (bpc) و ضخامت سرشمع (T) متناسب است. همچنین علاوه بر عمق حفره، طول و عرض حفره نیز با ارتفاع سرشمع نسبت به بستر اولیه، بهصورت قابل ملاحظهای وابسته است. در این مدلها، بیشترین ابعاد طول و عرض حفره به ترتیب معادل Lpc11و bpc8.5 و عمق حفره برابر T9 مشاهده شد. ضمن اینکه طول حفره دارای تغییرات بیشتری به نسبت عرض حفره بود. این نتایج در راستای رسیدن به الگویی برای پیشبینی ابعاد حفرة آبشستگی در پایة مرکب پلها میتواند مورد استفاده مهندسان و پژوهشگران قرار گیرد.
تعیین ضرایب حساسیت و بهترین تابع تولید آب- شوری- عملکرد شلغم در منطقه کاشمر
صفحه 111-119
مهدی مکاری، میثم عابدین پور، هادی دهقان
چکیده در زمینة سازگاری با کمآبی، راهکارهای مختلفی قابل پیشنهاد و اجرا ست که از آن جمله میتوان به اتخاذ سیاستهای مناسب، برای بهینهسازی مصرف آب، از طریق تعیین توابع بهینه تولید اشاره کرد. کمآبی و کاهش کیفیت منابع آب و خاک در کشور، از عوامل اصلی کاهش تولید است؛ از این رو، این تحقیق برای تعیین ضرایب حساسیت گیاه و تابع بهینه تولید آب- شوری- عملکرد برای شلغم، در کاشمر اجرا شد. آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار شامل دو فاکتور شوری و آب آبیاری اعمال شد. چهار سطح شوری آب آبیاری شامل (آب شرب) 0.7= S1، 4= S2، 8= S3 و 12= S4 دسیزیمنس بر متر و سه سطح آب آبیاری شامل آبیاری کامل (100% نیاز آبی)= W1، W1 75%= W2 و W1 50%= W3 بود که در یک خاک با بافت لومی شنی اعمال شدند. دادههای عملکرد بر فرمهای مختلف توابع تولید (خطی ساده، خطی لگاریتمی، درجه دوم و نمایی) برازش داده و پس از آنالیز حساسیت، تابع بهینه تولید شلغم تعیین شد. سپس مقادیر کارآیی مصرف آب و ضرایب حساسیت گیاه تعیین شد. نتایج آنالیز حساسیت نشان داد که تابع تولید درجة دوم برای شلغم بهعنوان تابع بهینة تولید، قابل توصیه است. بررسی مقادیر حداکثر خطا (ME) نشان داد که بیشترین خطا مربوط به توابع لگاریتمی و خطی ساده میباشد. تیمار شاهد (W1S1) و تیمار W2S1 (75% نیاز آبی) بهترتیب با 6.66 و7.42 کیلوگرم بر مترمکعب پربازدهترین سطوح آبیاری هستند؛ اما با افزایش تنش خشکی و شوری بهرهوری آب کاهش یافت. مقدار متوسط ضریب Ky در وضعیت تنش توأمان شوری و خشکی برابر با 1.731 محاسبه شد. همچنین ضریب حساسیت گیاه (Ks) با افزایش تنش شوری و خشکی کاهش یافت که کمترین مقدار آن (0.5) مربوط به تیمار W3S4 است. منحنیهای هم محصول نشان میدهند که با افزایش میزان آبیاری، میتوان از آب آبیاری با شوری بالاتری در آبیاری شلغم استفاده کرد؛ به گونهای که عملکرد نیز تغییر نکند.
استفاده از تکنیکهای ژئوشیمیایی و ایزوتوپی برای شناسایی منشأ شوری آب زیرزمینی در دشت شاهرود
صفحه 121-129
زهرا بوسلیک، هادی جعفری
چکیده آب زیرزمینی، در بخشهای شمالی آبخوان شاهرود، داری تیپ بیکربناته و کیفیتی مطلوب است، لیکن بهصورت ناگهانی در بخش جنوب شرقی کیفیت آن کاهش مییابد و در نهایت تبدیل به آبی شور با تیپ کلراید سدیم میشود. در پژوهش حاضر جهت تعیین منشأ شوری آبخوان شاهرود تعداد 120 نمونه از بخشهای مختلف برداشت شده و مورد آنالیز شیمیایی و ایزوتوپی قرار گرفت. نتایج نشان داد که مهمترین منشأ شوری آّب آبخوان، انحلال سازند تبخیری مارن ژیپسی حاوی ژیپس و هالیت است. قرارگیری نمونههای آب شیرین روی خط ایزوتوپی بارش محلی، نشان میدهد که منشأ این آبها، آبهای جوی حاصل از بارش کنونی منطقه میباشد. اما نمونههای آب شور بخشهای جنوب شرقی علیرغم تشابه در محتوای ایزوتوپی اکسیژن، تهیشدگی مشخص در دوتریم نسبت به بارشهای کنونی را نشان میدهند. محتوای ایزوتوپی تریتیم در آبهای شور کمتر از TU 0.8 بود؛ در حالیکه در نمونههای شیرین، به حدود TU 2.7 افزایش یافت. با توجه به غیر محتمل بودن پدیدة تبخیر در شوری آبخوان بر اساس نتایج ایزوتوپی و عمق زیاد سطح ایستابی، منشأ آبهای شور در آبخوان شاهرود به بارشهای قدیمیتر شاهرود با محتوای ایزوتوپی تهیتر و وضعیت جوی مرطوبتتر، مرتبط است. غنیشدگی ایزوتوپی آبهای شور در محتوای اکسیژن (شیفت 18O) ناشی از واکنشهای آب-سنگ و پدیدة انحلال ژیپس است. بررسیهای هیدروژئولوژیکی ضمن تأیید کاهش سرعت جریان آب زیرزمینی در بخشهای جنوب شرقی، به دلیل عملکرد خط تقسیم آب زیرزمینی، نشاندهندة کاهش ارتباط هیدرولیکی آبهای شور بخش جنوب شرقی با سایر بخشهای آبخوان بود. اختلاط آبهای شور قدیمی و آبهای جوی فعلی در محدوده خط تقسیم آب زیرزمینی مشاهده میشود.
تعیین فرآیند بهینه ZLD برای استفاده دوباره از پساب سیستمهای اسمز معکوس (مطالعه موردی:سیستم اسمز معکوس شهرستان لار)
صفحه 131-143
مسعود نوشادی، محمد افسری
چکیده ایران از جمله کشورهایی است که عمدتاً در منطقهای خشک و نیمهخشک قرار دارد و دارای مشکلات بسیاری در زمینه تأمین آب است. از جمله روشهای پیشرفتة تصفیة آب، به کارگیری فرآیندهای غشائی از جمله اسمز معکوس (RO) است که بهطور گسترده در مناطق خشک و نیمهخشک استفاده میشود. در روش اسمز معکوس دو نوع آب تولید میشود: یکی آب تصفیه شده و دیگری پساب غلیظ. برای استفاده دوباره از این پساب غلیظ در اسمز معکوس نیاز به حذف تعدادی از عناصر بحرانی است که برای غشا ایجاد مشکل میکند. در این پژوهش، از فرآیند تخلیه مایع صفر (ZLD) برای حذف عناصر بحرانی پساب سیستم اسمز معکوس شهر لار واقع در استان فارس استفاده شد. هدف از این پژوهش، بررسی فرآیندهای مختلف ZLD و تعیین فرآیند بهینه برای ﺗﺼفیة دوباره پساب اسمز معکوس بود. گزینههای مختلفی برای ﺗﺼفیة پساب اسمز معکوس در نظر گرفته شد که شامل فرآیندهای جذب، ترسیب شیمیایی و ترکیبی از این فرآیندها بودند. نتایج در فرآیند جذب از بستر کریستالی سیال کربنات کلسیم و در فرآیندهای ترسیب شیمیایی از هیدروکسید سدیم، آهک، آلومینات سدیم و سولفات آلومینیوم استفاده شد. این مواد شیمیایی در غلظتهای 100، 200، 300، 400، 500 و600 میلیگرم در لیتر با پساب ترکیب شدند و پارامترهای کلسیم، منیزیم، کلراید، سدیم، پتاسیم، اسیدیته، شوری، سیلیس وکدورت در آنها اندازهگیری شد. در نهایت غلظت بهینه بر مبنای بیشترین بازدهی حذف عناصر مضر برای غشا اسمز معکوس تعیین شد. بازدهی بهینة حذف املاح در سود سوزآور، آهک، آلومینات سدیم و سولفات آلومینیوم با غلظتهای بهترتیب 500، 400، 200 و 100 میلیگرم در لیتر بهدست آمدند. هم چنین برای بهبود بازدهی حذف، ترکیب مواد شیمیایی با هم بر اساس غلظتهای بهینه هر کدام از آنها که در مرحله قبل بهدست آمده بود، صورت گرفت. بنابراین سولفات آلومینیوم و سود سوزآور، سولفات آلومینیوم و آهک، آلومینات سدیم و سود سوزآور و آلومینات سدیم و آهک با هم ترکیب شدند. در این مرحله بهترین بازدهی حذف در ترکیب غلظتهای بهینة آلومینات سدیم و سود سوزآور بود. در بستر کریستالی سیال فرآیند جذب املاح در بارگذاریهای سطحی مختلف جریان بررسی شدند که بارگذاری سطحی بهینه m3.h-1.m-21.94 بود. در فرآیند ترکیبی از ترسیب شیمیایی و جذب استفاده شد که بازدهی بهینه در بستر کریستالی سیال با بارگذاری سطحی m3.h-1.m-2 1.94 همراه افزودن غلظتهای بهینة آلومینات سدیم (200 میلیگرم در لیتر) و سود سوزآور (500 میلیگرم در لیتر) بهدست آمد.
برآورد ارزش اقتصادی آب کشاورزی با استفاده از مدل توابع تولید و روش گاردنر (مطالعه موردی ناحیه شمال خوزستان (
صفحه 145-157
فروزان بکتاش، کریم آذربایجانی، غلامحسین کیانی، سعید دایی کریم زاده
چکیده اصلاح نظام قیمتگذاری مبتنی بر ارزش اقتصادی آب، در بخش کشاورزی، از کارآمدترین ابزارهای مدیریت تقاضا توسط برنامهریزان و سیاستگذاران است که میتواند به تنظیم الگوی مصرف آب بیانجامد. در واقع از بهترین سیاستها و روشها، برای حفظ منابع آبی، سیاست قیمتگذاری صحیح آب در بخشهای مختلف است تا بتوان از یک الگوی بهینه در مصرف آب بهره برد. بر این اساس هدف این پژوهش، محاسبة هزینة تمام شدة آب کشاورزی، تعیین ارزش اقتصادی آب کشاورزی با استفاده از رهیافت تابع تولید (توابع انعطافپذیر و انعطافناپذیر)، تعیین کشش قیمتی تقاضای آب کشاورزی و در نهایت تعیین قیمت آب با استفاده از روش گاردنر در فصل زراعی بهار و تابستان 1396 در ناحیه شمال خوزستان است. آمار و اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه و از روش کوکران نمونه آماری معادل 357 نفر از کشاورزان ناحیة شمال خوزستان و با همکاری کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی استان و سازمان امور آب منطقه تهیه شد. نتایج پژوهش بیانکننده آن است که متوسط هزینه تمام شده هر مترمکعب آب بر اساس عملکرد1231 ریال و قیمت آببها برای محصولات گندم، ذرت و صیفیجات 1594.2و 1697.5 و 1358.07 ریال بود. از آنجا که آب بهای پرداختی فعلی در اراضی کشاورزی با مبالغ فوق اختلاف زیادی دارد و با توجه به پایین بودن کشش قیمتی تقاضای آب برای بهبود و پایداری نظام تولید کشاورزی، با تعدیل آب بها بر اساس ارزش اقتصادی آب شرایط استفاده صحیح از آب و صرفهجویی در مصرف این نهاده فراهم آید.
بررسی و مدلسازی شکست دو سد متوالی تحت سناریوهای متفاوت (مطالعه موردی سدهای گلپایگان و کوچری)
صفحه 159-172
سحر وزیری، الهام ایزدی نیا
چکیده سیلاب ناشی از شکست سد، از فاجعهآمیزترین حوادث در دو قرن اخیر بوده است. در این نوع سیلاب، مقدار قابل توجهی آب در مدت زمان کوتاهی در پاییندست رودخانه رها و موجب پیدایش خسارات عظیم در پاییندست میشود. با توجه به اهمیت شکست سد، استفاده از مدلهای ریاضی برای شبیهسازی پیشروی و انتشار سیل ناشی از آن امری ضروری است. در پژوهش حاضر، شبیهسازی شکست سدهای خاکی گلپایگان و کوچری در استان اصفهان با استفاده از نرمافزار MikeFlood بررسی قرار شد. برای شبیهسازی مدل دوبعدی Mike21 دادههای مرزی و شرایط اولیة مورد نیاز برای شروع کار را از مدل یک بعدی Mike11 دریافت کرده و پس از پر شدن آبراهه اصلی و نفوذ به دشت سیلابی فعال شده و شروع به شبیهسازی دوبعدی جریان در دشت سیلابی میکند. در این تحقیق سه رویکرد محتمل 1) شکست هر دو سد در اثر روگذری، 2) شکست سد گلپایگان در اثر رگاب و شکست سد کوچری در اثر روگذری و 3) سد گلپایگان بدون شکست و شکست سد کوچری در اثر رگاب بررسی شده است. در رویکرد اول حداکثر دبی سیلاب در پاییندست 118727 مترمکعب بر ثانیه، در 53 دقیقه پس از شکست سد کوچری و در رویکرد دوم حداکثر دبی سیلاب 110717 مترمکعب بر ثانیه، در 51 دقیقه پس از شکست سد کوچری و در رویکرد سوم حداکثر دبی سیلاب 50208 مترمکعب بر ثانیه در 43 دقیقه پس از شکست سد کوچری رخ میدهد. همچنین زمانهای هشدار و پهنهبندی سیلاب در رویکردهای مختلف مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد در اثر شکست سد در هر سه رویکرد متفاوت، شهرک الوند و شهرک صنعتی سعیدآباد که از جمله مناطق مهم در پاییندست سد هستند، دچار آبگرفتگی نخواهند شد.
کارایی مصرف آب و عملکرد گیاه فلفل قلمی در روش شیرین سازی آب شور به روش میعان با نور خورشید (آبیاری تقطیری)
صفحه 173-186
زهرا مشرفیان دهکردی، احمد رضا قاسمی، محمد رضا نوری، سعید ریزی
چکیده در دهههای اخیر بهدلیل مشهود شدن محدودیت منابع آب شیرین، توجه بسیاری از پژوهشگران به سمت استفاده از روشهای جدید برای شیرینسازی آب شور جلب شده است. شیرینسازی آب شور با استفاده از انرژی خورشید، از جملة این روشها ست که در آن آب شور ابتدا تبخیر و سپس با فرآیند میعان تبدیل به آب شیرین میشود. زمانی که از این فرآیند برای آبیاری استفاده شود به آن آبیاری تقطیری میگویند. در پژوهش حاضر، از روش آبیاری تقطیری با روشی جدید برای آبیاری فلفل قلمی در منطقة شهرکرد استفاده شد. این آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار نوع آب (آب مقطر، آب آشامیدنی و آب با شوریهای 4 و 6.5 دسیزیمنس بر متر) و سه نوع ظرف (نیمکره شفاف و رنگی پلاستیکی و شیشهای هرمی شکل) به عنوان سطوح تقطیرکننده و در سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که هرچه آب درون ظرف تقطیر شورتر شود، مقدار تولید آب شیرین کمتر میشود و در نتیجه وزنتر و خشک میوه و شاخساره نیز نسبت به تیمارهای با آب مقطر و آب آشامیدنی کاهش مییابد، بهگونهای که بیشترین کاهش مربوط به آب با شوری 6.5 دسیزیمنس بر متر است. در بین ظروف تقطیر مورد بررسی نیز بهترین نتیجه را ظرف هرمی شکل شیشهای نشان داد. بالاترین مقدار کارایی مصرف آب نیز در در دو نوع آب شیرین مورد استفاده و به مقدار متوسط 4.4 کیلوگرم بر مترمکعب و کمترین مقدار در تیمار آب با شوری 6.5 دسیزیمنس بر متر و به میزان 1.6 کیلوگرم بر مترمکعب بهدست آمد. در نهایت نتایج بررسی مقدار درصد تأمین آب گیاه فلفل قلمی بهوسیلة روش آبیاری تقطیری نشان داد؛ در صورتی که از روش آبیاری تقطیری با آب شور 4 و 6.5 دسیزیمنس بر متر و ظرف تقطیر هرمی شیشهای استفاده شود، بهترتیب 27 و 24 درصد آب مورد نیاز این گیاه تأمین خواهد شد.
شبیهسازی تغییرات غلظت کلر باقیمانده و بهینهسازی مصرف کلر در خط انتقال آب اصفهان بزرگ
صفحه 187-195
یاسمن فروزنده، احمد شانه ساززاده، علی دهنوی
چکیده از کلر بهدلیل کارایی بالا و اقتصادی بودن، بهعنوان معمولترین گندزدا، در شبکههای آبرسانی استفاده میشود. در این پژوهش، مقدار کلر باقیمانده در خط انتقال آب اصفهان بزرگ، از تصفیهخانة باباشیخعلی تا شهر نایین با مدلهای سینتیکی مرتبة اول، موازی و مرتبة دوم تک واکنشگر با استفاده از افزونة MSX در نرمافزار EPANET در فصلهای مختلف سال شبیهسازی شد. بدینمنظور ابتدا برای تعیین ضریب زوال حجمی کلر، آزمایشهای بطری در دماهای 6، 13 و 18 درجة سلسیوس انجام گرفت. مقایسة مقدار خطای جذر میانگین مربعات نتایج مدلهای مختلف شبیهسازی نسبت به مقادیر اندازهگیری شده نشان داد در صورتی که در فرآیند شبیهسازی، خط انتقال به دو یا چند قسمت تقسیم و برای هر قسمت ضریب زوال جداگانه در نظر گرفته شود، نتایج بهبود مییابد و در این صورت، مدلهای مختلف مزیتی بر یکدیگر ندارند. نتایج شبیهسازی نشان داد که در رویکرد فعلی، یعنی تزریق در مبداء، غلظت کلر در ابتدای خط انتقال زیاد و در انتهای خط از حداقل مقدار مجاز کمتر است. برای رعایت حدود استاندارد، تزریق مجدد کلر با دو رویکرد در مسیر خط انتقال آب بررسی شد. در رویکرد اول، برای افزایش غلظت کلر تا رسیدن به حداقل غلظت مورد نیاز در انتهای خط انتقال، در یک گره میانی تزریق مجدد کلر انجام و در رویکرد دوم از میزان تزریق در ابتدای خط کاسته و سه گره برای تزریق مجدد کلر انتخاب شد. مقایسه نتایج نشان داد که تزریق کلر در طول خط، علاوه بر حفظ استاندارد حداقل کلر در کل طول خط و کاهش غلظت کلر در نواحی ابتدایی خط انتقال، باعث کاهش حدود 50 درصدی میزان کلر مصرفی در کل خط انتقال میشود.
