آلودگی آب و به تبع آن فاضلاب، سبب بروز مشکلات فراوانی برای انسان میشود. در سالهای اخیر پژوهشگران به بررسی روشهای مختلف برای حذف آلایندهها از فاضلابهای شهری پرداختهاند که در این میان، فرایند انعقاد الکتریکی با دارا بودن بازدة مناسب حذف و تولید لجن کم، یکی از جدیدترین و مطلوبترین روشهاست. هدف از این مطالعه، ارزیابی بازدهی حذفCOD ، BOD5و باکتری کلیفرم از فاضلاب تصفیهخانة ارومیه به کمک فرایند انعقاد الکتریکی است. این مطالعه در مقیاس آزمایشگاهی در یک راکتور الکتروشیمیایی لولهای با جریان برگشتی انجام شد. محل ورودی تصفیهخانة شهری ارومیه برای نمونهبرداری انتخاب شد. شرایط بهینة نهایی تصفیه در مدت زمان الکترولیز 40 دقیقه، دانسیتة جریان 7.036 آمپر بر مترمربع، pH برابر 7.8، هدایت محلول 1477 میکرو زیمنس بر سانتیمتر و شدت جریان سیال ورودی 1.94 لیتر بر دقیقه بدست آمد. در این شرایط، بازدهی حذف COD حدود 93%، BOD5 حدود 94% و باکتری کلیفرم 100% بود که کاملاً با استانداردهای زیست محیطی سازگاری دارد. تصاویر میکروسکوپ الکترونی لجن حاصل از فرآیند، نشان داد که تصفیة بیولوژیکی پساب نیز تواماً انجام شد و نتایج حاصل از آنالیز BETحاکی از وجود خلل و فرج لازم برای جذب سطحی آلایندهها به سطح لجن تولید شده است.
کرامت,سینا و سیدی,کامبیز . (1399). بررسی کارایی روش انعقاد الکتریکی در تصفیه فاضلاب شهری ارومیه با استفاده از یک راکتور الکتروشیمیایی لوله ای با جریان برگشتی. پژوهش آب ایران, 14(1), 1-8.
MLA
کرامت,سینا , و سیدی,کامبیز . "بررسی کارایی روش انعقاد الکتریکی در تصفیه فاضلاب شهری ارومیه با استفاده از یک راکتور الکتروشیمیایی لوله ای با جریان برگشتی", پژوهش آب ایران, 14, 1, 1399, 1-8.
HARVARD
کرامت سینا, سیدی کامبیز. (1399). 'بررسی کارایی روش انعقاد الکتریکی در تصفیه فاضلاب شهری ارومیه با استفاده از یک راکتور الکتروشیمیایی لوله ای با جریان برگشتی', پژوهش آب ایران, 14(1), pp. 1-8.
CHICAGO
سینا کرامت و کامبیز سیدی, "بررسی کارایی روش انعقاد الکتریکی در تصفیه فاضلاب شهری ارومیه با استفاده از یک راکتور الکتروشیمیایی لوله ای با جریان برگشتی," پژوهش آب ایران, 14 1 (1399): 1-8,
VANCOUVER
کرامت سینا, سیدی کامبیز. بررسی کارایی روش انعقاد الکتریکی در تصفیه فاضلاب شهری ارومیه با استفاده از یک راکتور الکتروشیمیایی لوله ای با جریان برگشتی. پژوهش آب ایران, 1399; 14(1): 1-8.