مطالعات بیلان آب یکی از ارکان مدیریت و سیاستگذاری در مدیریت منابع آب و ابزاری برای ارزیابی کمی ذخایر منابع آب در حوضه و تغییرات این منابع در اثر فعالیتهای انسانی است. در حال حاضر برای محاسبه بیلان در ایران مشکلاتی وجود دارد. پرهزینه و زمانبر بودن تأمین دادههای موثق برای برآورد بسیاری از مولفههای بیلان (در سطح حوضه) و اتکا به روشهای تجربی (تخمینی) برای برآورد این مولفه ها، و از طرفی نبود روشهای تجربی واسنجی شده و بومی برای برآورد دقیقتر عوامل بیلان برخی از این مشکلات است. در بسیاری از کشورها از مدلهایی در برنامهریزی منابع آب استفاده میشود که در کشورهای دیگر با شرایط اقلیمی متفاوت تولید شدهاند. بنابراین قبل از استفاده از این مدلها باید به ساختار مدل توجه شود. هدف از این مطالعه بررسی مدلها و روشهایی است که در دنیا برای محاسبات بیلان آب، به کار گرفته میشود. با توجه به مزیت مدلهای مفهومی در مقایسه با مدلهای فرایند- محور و مدلهای داده-محور در مدلسازی بیلان آب و همچنین با توجه به ضعف مدلهای یکپارچه در شبیهسازی تغییرات پارامترها در سطح حوضه آبریز، تمرکز اصلی مقاله بر روی مدلهای مفهومی در حالتهای توزیعی و نیمه توزیعی است. این مدلها متفاوت از مدلهای کاملا توزیعی فرایند محور بوده و قابلیت کاربرد بیشتری را در حوضههای متوسط و بزرگ مقیاس (که دادههای هیدروژئولوژیکی کافی وجود ندارد) دارند. سعی شده است با بررسی مدلهای مختلف بیلان بتوان یک مدل اجرایی برای مناطق خشک و نیمه خشک ایران انتخاب کرد. با توجه به شرایط موجود، در مناطقی که هنوز اطلاعات دقیق و موثق هیدرولوژیکی برای واسنجی مدلها وجود ندارد (مانند اکثر حوضههای آبریز در ایران) برای تولید، توسعه، واسنجی و بومیسازی یک مدل بیلان که هدف آن تخمین موجودیت آب در یک حوضه است، میبایست ابتدا مدلهای سادهتر مد نظر قرار گیرد و نه مدلهایی که تحت عنوان مدل شبیهسازی هیدرولوژیکی شناخته میشوند. در این مطالعه تعدادی از مدلها، براساس برخی از معیارها از جمله عدم پیچیدگی، دسترسی به دادهها و کد، دستهبندی و از نظر خروجیها، مقیاس زمانی و مکانی و ساختار مدل بیلان مقایسه شدهاند.