ارزیابی اثربخشی و مخاطرات کاربرد لجن فاضلاب فرآوریشده در پرورش صیفیجات
دوره 19، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 55-68
https://doi.org/10.22034/IWRJ.2025.15296.2698
محمد رضا فدایی تهرانی، مهرداد حیدری سوادجانی
چکیده این مطالعه به ارزیابی اثربخشی و مخاطرات کاربرد لجن خروجی تصفیهخانهی فاضلاب بر پرورش صیفیجات، با تمرکز بر تأثیر آن روی ویژگیهای خاک و عملکرد گیاه، میپردازد. برای این منظور، لجن خروجی تصفیهخانهی فاضلاب شهر تیران در استان اصفهان برای کشت گلخانهای سه محصول گوجهفرنگی، بادمجان و فلفل در سه مخلوط مختلف خاک و لجن خشک با نسبتهای وزنی ۰، ۲۰ و ۴۰ درصد استفاده شد. نتایج نشان داد، کاربرد ۲۰ و ۴۰درصد وزنی لجن، سطح کربن آلی را به ترتیب ۱۲۸ و ۲۵۸درصد افزایش داد. همچنین، محتوای نیتروژن کل نیز به طور چشمگیری از ۰.۰۸ گرمبرکیلوگرم (نمونهی شاهد بدون لجن) به ۱.۸۲ گرمبرکیلوگرم در تیمار حاوی ۴۰ درصد لجن افزایش یافت. غلظت فسفر قابل جذب با افزودن لجن از ۱۳ میلیگرمبرکیلوگرم به ۳۴۰۰ میلیگرمبرکیلوگرم رسید که پتانسیل آن را به عنوان منبعی غنی از مواد مغذی نشان میدهد. تجزیه و تحلیل آماری، تفاوتهای معنیداری (ρ <0.005) را در پارامترهای رشد شامل ارتفاع گیاه و قطر ساقه با درصد لجن افزوده شده به خاک نشان داد. بر اساس نتایج این مطالعه، لجن فاضلاب فرآوریشده میتواند به طور مؤثری رشد سه گیاه منتخب را افزایش داده و حاصلخیزی خاک را در محدوده افزایش مجاز فلزات سنگین و عوامل بیماریزا، بهبود بخشد.
تصفیه آلودگی های پساب شهری با استفاده از گیاهان وتیور و گل اختر
دوره 16، شماره 4، زمستان 1401
https://doi.org/10.22034/iwrj.2022.14054.2451
مرتضی محمدی دیلمانی، محدثه مومن زاده، صاحبه حاجی پور، منصور افشار محمدیان
چکیده حذف آلایندهها از خاک و آبهای آلوده به کمک گیاهان از طریق جذب و انباشت در ریشه و ساقه و برگ به عنوان یکی از روشهای پالایش جهت حذف آلایندههای فلزی مطرح است. در این فرآیند، انتخاب گیاه مناسب، نقش بسیار مؤثری در میزان پالایش آلایندهها دارد. در این راستا، آزمایشی در قالب طرح کامل تصادفی با سه تکرار در گیاه وتیور و گل اختر انجام شد. گیاهان تحت تیمار با پساب شهری و گیاهان شاهد با آب شهری آبیاری شدند. همچنین گلدانی فاقد گیاه جهت سنجش میزان عناصر جمع شده در خاک در نظر گرفته شد و به طور منظم همراه با گلدانهای دیگر با پساب شهری آبیاری شد. سپس فلزهای روی و کروم در گیاهان وتیور و گل اختر، تحت طی یک دوره شش ماهه آبیاری با پساب شهری، ارزیابی شدند. فاکتورهای انتقال و تجمع که دو فاکتور مهم در سنجش توانایی گیاه برای گیاه پالایی محسوب میشوند، مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که از بین بیشترین فلزات سنگین موجود در پساب شهری که شامل روی و کروم بودند، بیشترین انباشت هر دو عنصر در ریشه و سپس در بخشهای هوایی گیاه وتیور بود و بیشترین انتقال عناصر روی و کروم به بخشهای هوایی گیاه گل اختر صورت گرفت. بررسی فاکتورهای انتقال و تجمع زیستی نیز نشان داد که گیاه وتیور، توانایی جذب فلزات روی و کروم را از طریق تثبیت گیاهی دارد و گیاه گل اختر این دو فلز را از طریق استخراج گیاهی جذب میکند. نتایج بررسیهای فیزیولوژیکی نشان داد که میزان قندهای محلول برگ در گیاهان وتیور و گل اختر به ترتیب نسبت به شاهد به طور معنیداری کاهش نشان داد. همچنین غلظت مالون دی آلدهید و محتوای پرولین در گیاهان وتیور و گل اختر نسبت به شاهد به طور معنیداری افزایش یافت. نتایج مطالعات آناتومیکی ریشه در گیاهان وتیور و گل اختر نیز نشان داد که تحت تیمار پساب شهری، قطر ریشه، تعداد دستجات آوندی، قطر استوانه مرکزی، قطر متازایلم و پروتوزایلم نسبت به شاهد به طور معنی-داری کاهش یافت. در مجموع، نتایج این تحقیق نشان داد که در فرآیند جذب فلزات سنگین، تغییراتی در برخی از عملکردهای آناتومیکی و فیزیولوژیکی گیاهان تحت تیمار ایجاد شد.
ارزیابی کیفی چشمههای حوزه غرب رشت از منظر ژئوشیمیایی و میکروبی
دوره 16، شماره 1، بهار 1401، صفحه 89-102
https://doi.org/10.22034/iwrj.2022.10066.2355
مریم مظفری، سعید تاکی، فریماه آیتی
چکیده کیفیت آب زیرزمینی یکی از جنبههای مهم هیدروژئوشیمیایی است. با بررسی کیفی آنها میتوان از آلودگی این منابع جلوگیری کرد. هدف از این مطالعه ارزیابی کیفی چشمههای بخش غربی رشت است. جهت ارزیابی پارامترهای فیزیکوشیمیایی (PH، TDS، TH،BOD ، EC، کاتیونها و آنیونهای اصلی و برخی از عناصر سنگین از قبیل As، Pb، Fe، Hg، Al، Cu) و تعیین آلودگی میکروبی از چندین چشمه در غرب رشت نمونهبرداری بعمل آمد. دادههای موجود با استفاده از نرمافزارهای اکسل و Aq-Qa مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. موقعیت دادههای هیدروژئوشیمیایی چشمههای غرب رشت بر روی نمودار پایپر حکایت از ایجاد سه تیپ هیدروژئوشیمیایی مختلف شامل (Ca-Cl) ، (Ca- HCO3 ) و تیپ(Ca- SO4) دارد. با توجه به تیپ غالب آبهای منطقه (بیکربنات کلیسم) و اینکه عنصر غالب در تمام چشمهها کلسیم میباشد، لذا این آبها دارای سختی دائم هستند و غلظت کاتیونهای قلیایی خاکی(Ca2+) و آنیونهای اسید ضعیف (HCO3) در آنها بیشتر از آنیونهای اسید قوی (SO4-) است. براساس طبقهبندی شولر وضعیت آب همه چشمهها از لحاظ آشامیدن برای تمامی موارد بجز کلسیم در ردیف خوب تا قابل قبول قرار میگیرد. براساس نمودار گیبس، نمونه آب چشمههای مورد مطالعه عمدتا در ناحیهای که فرآیند سنگی غالب است، قرار میگیرند که این امر نشان دهنده تاثیر متقابل بین شیمی سنگ و شیمی آبهای حاصل از بارش است که به زیرزمین نفوذ کردهاند. طبق بررسی ها، تمام چشمهها دارای MI کمتر از یک (بین 02/0 تا 12/0) و قابل آشامیدن هستند و بر اساس شاخص آلودگی فلزات سنگین، هیچ کدام از چشمههای مورد مطالعه آلوده به فلزات سنگین نیستند( HPI بین 026/0 تا 99/7). همه چشمهها دارای باکتریهای منشاء گرفته از فاضلاب بودهاند (توتال کلیفرم بین 28 تا 240 و فکال کلی فورم بین 0 تا 75 عدد در 100 میلی لیتر آب) و در رده آبهای غیررضایت بخش قرار میگیرند ولی براساس استانداردهای ایران تمامی چشمه ها در محدوده مجاز قرار میگیرند..
جذب عناصر سنگین سرب، نیکل و کادمیوم با رزین کاتیونی آمبرلیت IR120
دوره 7، شماره 2، دی 1392، صفحه 197-204
مریم آسمان رفعت، سید حسن طباطبائی، مسعود نوشادی
چکیده کمبود شدید منابع آب و اهمیت بازیابی مجدد آب از یکسو و افزایش آلودگی آبهای سطحی با فلزات سنگین، یافتن راه حلهای قابل قبول زیست محیطی را برای حذف این مواد از منابع آبی ضروری میکند. در این تحقیق از آمبرلیت به عنوان جاذب شیمیایی برای حذف فلزات سنگین استفاده شد. آزمایش در قالب طرح کامل تصادفی با یک اندازه آمبرلیت با 15 تیمار و سه تکرار انجام شد. پنج غلظت متفاوت از آلاینده استفاده شد که برای سرب غلظتهای 40، 250، 500، 1000 و 1250 میلیگرم بر لیتر و برای نیکل و کادمیوم غلظتهای 4، 6، 15، 20 و 40 میلیگرم بر لیتر در نظر گرفته شد. میزان جذب ترکیبات سرب، نیکل و کادمیوم در محلولهای آبی بررسی شد. نتایج نشان داد که برای جاذب آمبرلیت تأثیر غلظت آلاینده معنیدار بوده است و با افزایش غلظت آلاینده میزان جذب به طور خطی افزایش یافته است. بیشترین میزان جذب سرب، نیکل و کادمیوم به ترتیب در غلظتهای 1250، 40 و 40 میلیگرم بر لیتر و برابر 62.35 ، 1.98 و 1.99 میلیگرم بر گرم آمبرلیت به دست آمد. کمترین میزان جذب سرب، نیکل و کادمیوم به ترتیب در غلظت 40، 4 و 4 میلیگرم بر لیتر و برابر 1.98، 0.19 و 0.19 میلیگرم بر گرم آمبرلیت اندازهگیری شد. با توجه به قدرت جذب بالای رزین کاتیونی آمبرلیت، استفاده از این رزین توصیه میشود.
بررسی امکان استفاده از گیاه وتیور در پالایش دفنگاه پسماندهای شهری
دوره 7، شماره 1، تیر 1392، صفحه 45-52
هانیه جلالی پور، علی اصغر قائمی
چکیده در ایران آلودگیهای زیست محیطی ناشیازدفن پسماندها به خصوص در شهرهایپرجمعیت افزایشیافتهاست.یکی از راه های پیشگیری ازآلودگی، پالایش و حفاظت از منابع آب و خاک "گیاه پالایی" میباشد. وتیور ازجمله گیاهان بهکار رفته دراین راستا استکهدارایصفات ویژهای چونجذبفلزات سنگین، مقاومت در برابرخشکی، شوری، قلیایی، اسیدی وسدیمیبودن خاک میباشد. در این تحقیق امکان استفاده از وتیور در محوطه دفن پسماندهای شهری که فاقد سیستم زهکشی میباشد، بررسی شد. نتایج نشان داد وتیور تحت آبیاری با شیرابه دفنگاه تا غلظت 20% دچار هیچگونه مشکلی از نظر رشدنمیشود در صورتی که نمونههای تحت آبیاری با غلظت 80% از همه نمونهها رشد کمتری داشتند. رشد نمونههای 50% در روزهای میانی کند شده اما تا روزهای پایانی به رشد خود ادامهدادند. مقادیر جذب فلزات سنگین مثل نیکل، روی و منگنز در همه نمونهها پایینتر از حد سمیت وتیور بود. میزان جذب مس در وتیور در تیمار تحت آبیاری با غلظت 80% شیرابه برابر 14.25 میلیگرم بوده که در آستانه سمیت گیاه قرارداشت. نتایج به دست آمده مبین آن است که از وتیور میتوان در دفنگاههای قدیمی و حاشیه دفنگاههای جوان که فاقد سیستم زهکشی میباشند به عنوان پوشش گیاهی جهت پیشگیری از آلودگی، پالایش و حفاظت از منابع آب و خاک به طور موثر استفاده نمود.
بررسی آلودگی آب رودخانه زیلکی رود در استان گیلان
دوره 6، شماره 1، تیر 1391، صفحه 197-202
عذرا یوسفی فلکدهی، غلامرضا گلپرور، حسین صافدل، میراحمد لشت نشایی
چکیده در این تحقیق تأثیر سموم، کودها و مواد شیمیایی بر آب رودخانه زیلکیرود گیلان بررسیشد. بدین منظور از پنج نقطه این رودخانه نمونهبرداری شد و میزان فسفات، نیترات، آمونیوم، جیوه، ارسنیک، کادمیوم، ادیفنفوس، بوتاکلر و دیازینون بر روی نمونهها اندازه گیری شد. نتایج نشان داد حداکثر نیترات و آمونیوم به میزان ppm 14.45 و 0.34 همواره کمتر از حداکثر مجاز است ولی مقدار فسفات همواره نزدیک به حد مجاز ppm 0.2 و گاه فراتر از آن بوده است. مقدار فلز سنگین جیوه تا غلظت ppb 5.6 مشاهده شده که بسیار بیشتر از حداکثر مجاز است ولی ارسنیک و کادمیوم با حداکثر غلظت ppb 9.26 و 0.56 کمتر از حداکثر مجاز بوده اند. ادیفنفوس، دیازینون و بوتاکلر به ترتیب به مقدار ppb 2.66 ، 2.48 و 49.7، در آب موجود بود درحالی که بر اساس استانداردها غلظت آنها در آب سطحی باید بسیار ناچیز و یا صفر باشد.
اثر آبیاری با پساب تصفیهشده شهری بر توزیع سرب و نیکل در اندام فلفلسبز و خاک
دوره 3، شماره 2، دی 1388، صفحه 63-70
مریم مرادمند، حبیب بیگی هرچگانی
چکیده در دهههای اخیر در ایران که از جمله کشورهای خشک و نیمهخشک جهان به شمار میآید، استفاده از پساب تصفیه شده شهری در بخش کشاورزی مورد توجه قرار گرفته است. ورود پساب به خاک میتواند باعث انباشته شدن بیش از حد فلزات سنگین در خاک شود. آلودگی خاک به این عناصر موجب جذب به وسیله گیاه و ورود آنها به زنجیره غذایی میشود. در این پژوهش سعی شده است تا توزیع دو فلز سنگین سرب و نیکل حاصل از مصرف پساب در اندامهای مختلف گیاه فلفل سبز بررسی شود. به این منظور آزمایش گلدانی در چهارچوب طرح کاملاً تصادفی انجام شد و آبیاری با درصدهای مختلف پساب در آب آبیاری (0، 25%، 50%، 75% و 100%) صورت گرفت. نتایج نشان داد آبیاری با پساب تصفیه شده شهرکرد تأثیری بر غلظت سرب و نیکل در خاک و اندام فلفل سبز نداشت. در خاک کلیه تیمارها غلظت سرب و نیکل در محدوده غلظت مجاز در خاک بود. غلظت سرب و نیکل در خاک پیش از کشت تقریباً برابر بود اما در پایان فصل رشد غلظت سرب در اندام فلفل سبز 1.5 تا 2 برابر غلظت نیکل بود. بیشترین غلظت سرب و نیکل در ریشه و کمترین غلظت در میوه فلفل سبز دیده شد.
