تأثیر کاربرد بیوچار بر ویژگیهای فیزیکی و هیدرولیکی خاک
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 شهریور 1405
https://doi.org/10.22034/iwrj.2026.15172.2658
ابوالفضل مجنونی هریس، رضا حسن پور، آیناز عیوضپور دهخوارقانیان، حیدر فرجنیا، فاطمه میکائیلی خرمآباد
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر سطوح مختلف بیوچار حاصل از بقایای هرس درخت صنوبر و کاه و کلش گندم بر برخی ویژگیهای فیزیکی و هیدرولیکی خاک در دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز انجام شد. بدینمنظور، بیوچار در سطوح 1، 3 و 5 درصد وزنی به خاک افزوده و پس از چهار ماه، هدایت الکتریکی، جرم مخصوص ظاهری، رطوبت اشباع، رطوبت ظرفیت زراعی، رطوبت نقطه پژمردگی دائم، هدایت هیدرولیکی اشباع، تخلخل و کل آب قابل دسترس اندازهگیری شدند. نتایج نشان داد که کاربرد بیوچار موجب افزایش معنیدار هدایت الکتریکی، تخلخل، رطوبت اشباع، رطوبت ظرفیت زراعی و کل آب قابل دسترس و کاهش معنیدار جرم مخصوص ظاهری شد، اما بر رطوبت نقطه پژمردگی دائم و هدایت هیدرولیکی اشباع اثر معنیداری نداشت. در تیمار 5 درصد بیوچار نسبت به شاهد، تخلخل کل، رطوبت اشباع، رطوبت ظرفیت زراعی، رطوبت نقطه پژمردگی دائم، کل آب قابل دسترس و هدایت هیدرولیکی اشباع بهترتیب 04/27، 20/55، 16/44، 4/34، 90/51 و 60/38 درصد افزایش و جرم مخصوص ظاهری 80/22 درصد کاهش یافت. در مجموع، کاربرد 5 درصد بیوچار بیشترین بهبود را در کیفیت فیزیکی خاک و ظرفیت نگهداری آب ایجاد کرد و میتواند بهعنوان راهکاری مؤثر برای ارتقای کیفیت خاک و افزایش بهرهوری مصرف آب در مناطق خشک و نیمهخشک توصیه شود.
تحلیل نقش بارش بر تأمین نیاز آبی، میزان عملکرد و تنش رطوبتی گندم و عدس دیم در دشت زنجان
دوره 14، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 123-132
پرستو امیرذهنی، ابوالفضل مجنونی هریس، احمد فاخری فرد، اسماعیل اسدی
چکیده غلات اساسیترین و حبوبات اصلیترین محصول موجود در سبد غذایی جهانیان است. عدس در بین حبوبات، علاوه بر دارا بودن مقدار زیاد پروتئین باکیفیت و باارزش، مناسب و مکمل برای پروتئین غلات در الگوی تغذیهای، تثبیتکنندة نیتروژن هوا در خاک نیز است، که این خاصیت عدس، باعث شده است در تناوب با غلات کشت شود. بدینترتیب کشت متناوب گندم دیم با عدس دیم، عامل مهمی در ثبات تولید در دیمزارهای کشورهای درحال توسعه است؛ لذا در این مطالعه بهدلیل اهمیت گندم و عدس، بهعنوان دو محصول عمده در تناوب زراعی اراضی دیم دشت زنجان، به بررسی ارتباط بین عملکرد با تبخیر- تعرق، بارش و ضریب تنش آبی پرداخته شده است. نتایج مطالعه نشان داد، میانگین مقدار تبخیر- تعرق واقعی گندم و عدس برای دشت زنجان در دورة مورد مطالعه، بهترتیب برابر 398 و 262 میلیمتر بود. دو محصول دیم غالب تناوب زراعی دشت زنجان در یازده سال مورد مطالعه همواره با تنش آبی مواجه و طی همة سالها گیاه گندم حدوداً 25 تا50 درصد دوره و گیاه عدس 20 تا 45 درصد دورة رشد، دارای ضریب تنش آبی کمتر از یک بوده است. بر اساس نتایج حاصل از برازشها، بیشترین ضریب تبیین بهترتیب بین تبخیر و تعرق- عملکرد، بارش- عملکرد و ضریب تنش آبی- عملکرد با مقادیر 0.7، 0.52 و 0.15 است. در مورد عدس این روند متفاوت و همبستگی بین عملکرد- میزان تنش آبی بیشتر از همبستگی بین بارش- عملکرد و تبخیر و تعرق- عملکرد میباشد. بررسیها نشان داد که در دورة رشد این دو محصول، تنش آبی و عدم تأمین نیاز آبی گیاه باعث افت شدید عملکرد میشود؛ بنابراین برای رسیدن به تولید بالا، استفاده از روشهای جدید خاکورزی، کشاورزی حفاظتی و انجام آبیاری تکمیلی، همچنین استفاده از روش کشت انتظاری برای عدس قابل توصیه است.
