مدیریت تلفیقی آبهای سطحی و زیرزمینی به منظور احیای آبخوان ها (منطقه مورد مطالعه: دشت مرند)
دوره 14، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 123-140
امید کریمی، اسماعیل اسدی، احمد فاخری فرد، یعقوب دین پژوه
چکیده با توجه به اینکه اکثر نیازهای آبی در کشور ایران از طریق آبخوانها انجام میشود؛ لذا در این میان اطلاع از وضعیت آبخوانها میتواند در مدیریت مناسب منابع آب منطقه کمک کند. در این تحقیق، با بهکارگیری دو مدل شبیهسازی WEAP و MODFLOW، مصارف آب دشت مرند ارزیابی شد. واسنجی دو مدل بر اساس یک دورة 10 ساله از سال 1389-1380 و اعتبارسنجی آن برای یک دورة 3 ساله از سال 1392-1390 انجام گرفت. سپس سناریوهای مختلف مدیریتی از جمله تأمین آب شرب مرند با اعمال محدودیت در بهرهبرداری از چاههای شرب، افزایش بازدهی آبیاری در بخش کشاورزی، اجرای سیستم فاضلاب و ترکیب سناریوهای فوق، برای کاهش تقاضای آب و بهبود وضعیت آبخوان در نظر گرفته شد. بر اساس این سناریوها، پیشبینیها برای یک دورة 23 ساله انجام و آثار آن بر روی منابع آب دشت بررسی شد. نتایج این تحقیق نشان داد که بهکارگیری همزمان و ترکیبی راهبردهای مختلف مدیریت مصرف آب، بهتر از حالت استفاده منفرد از هر کدام از آنها، باعث بهبود و احیای آبخوان می شود و برداشت آب از منابع مختلف را کاهش میدهد. شاخص اعتمادپذیری تأمین آب در سناریوی مرکب، برای بخشهای مختلف شرب شهری، روستایی، کشاورزی و صنعت بهترتیب 100، 100، 64.7، 74.6٪ برآورد شد. همچنین با اعمال این سناریو در میزان تراز آب زیرمینی در دشت مرند 16 متر کاهش افت خواهیم داشت و وضعیت آبخوان نیز با تغذیه سالانه 0.29 میلیون مترمکعب بهبود یافته و میتواند از تعادل نسبی بین برداشت و تغذیه آبخوان برخوردار باشد.
تعیین مناطق مناسب تغذیه مصنوعی آب زیرزمینی دشت تسوج با استفاده از مدلهای تصمیمگیری چند معیاره AHP و ANP
دوره 14، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 157-169
امید کریمی، اسماعیل اسدی، یعقوب دین پژوه، احمد فاخری فرد
چکیده در چند دهة اخیر، با افزایش رشد جمعیت و به دنبال آن افزایش نیاز آبی کشور، تعادل منابع آبی در معرض تهدید قرار گرفته است. با توجه به اینکه اکثر نیازهای آبی در کشور ایران، از طریق آبخوانها تأمین میشود، لذا در این میان اطلاع از وضعیت آبخوانها میتواند در مدیریت مناسب منابع آب منطقه کمک کند. سنجش از دور (RS) و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) نقش بسیار مهمی در شناسایی آبهای زیرزمینی که از مهمترین منابع تامین آب در سراسر جهان است، دارد. در این پژوهش با استفاده از GIS و RS و مدلهای تصمیمگیری چندمعیاره، پهنههای مستعد پتانسیل آبهای زیرزمینی محدوده دشت تسوج شناسایی شد. با توجه به نتایج به دست آمدة پهنههای مستعد ذخیرهسازی آبهای زیرزمینی در چهار کلاس خوب، متوسط، ضعیف و خیلی ضعیف طبقهبندی شد که نتایج به دست آمده با تراکم چاههای بهرهبرداری مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل ANP نسبت به مدل AHP از کارایی بهتری برخوردار بود. با توجه به نتایج دو مدل AHP و ANP مناطق مخروط افکنه با دارا بودن ضخامت آبرفت، قابلیت انتقال و هدایت هیدرولیکی بالا و عمق آب زیرزمینی متوسط، بهترین مناطق برای پتانسیل آب زیرزمینی هستند، بهطوری که مناطق مناسب مستعد ذخیرهسازی آبزیرزمینی (پتانسیل آب زیرزمینی) 33.07 درصد، مناطق متوسط 29.41، مناطق ضعیف 25.91 و مناطق خیلی ضعیف 11.58 درصد از مساحت دشت تسوج را به خود اختصاص دادهاند. همچنین مقدار تراکم نیز در کلاس متوسط برای مدل AHP و ANP بهترتیب برابر 0.648 و 0.458 است که دادههای میدانی و اطلاعات مربوط به چاههای پیزومتری و تراکم بالای چاههای بهرهبرداری نیز صحت خروجی این نتایج را تأیید کرد.
تحلیل روند پنج مشخصه مهم بارشهای روزانه در حوضه دریاچه ارومیه
دوره 13، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 63-72
یعقوب دین پژوه، رعنا صدیق پور
چکیده هدف این مطالعه، بررسی روند تغییرات زمانی و مکانی مشخصههای تعداد روزهای با بارش در پنج دسته متمایز، شامل کمتر از 1 میلیمتر، 1 تا 5، 5 تا 10، 10 تا 15 و بیش از 15 میلیمتر در روز در حوضة دریاچه ارومیه است. برای این منظور، از اطلاعات 25 ایستگاه با حداقل 10 سال آمار منتهی به 2015 و از روشهای مان- کندال (MK) و تخمینگر سن (β) استفاده شد. برای تفسیر مکانی روند هر یک از مشخصهها نقشههایی تهیه شد. نتایج نشان داد که مقدار β در 84% ایستگاهها، برای مشخصة اول مثبت بود و شیب روند در پنج ایستگاه در جنوب حوضه، دارای روند صعودی معنیدار (0.05>α) بود. روند دستة دوم، در 15 ایستگاه نزولی و در پنج ایستگاه معنیدار بود. مقدار کمیت β برای مشخصة سوم، در 44% ایستگاهها منفی و در 4 ایستگاه معنیدار (0.10>α) بود. در 32% ایستگاهها روند نزولی برای دستة 10 تا 15 میلیمتر مشاهده شد که در سه ایستگاه معنیدار (0.10>α) بود. مقدار β برای تعداد روزهای با بارش بیش از 15 میلیمتر در 52% ایستگاهها مثبت بود. مدیریت بهینة منابع آب در این حوضه برای استمرار فعالیتهای مرتبط با آب بهویژه کشاورزی پایدار امری حیاتی است.
کاهش عدمقطعیت مدلهای مفهومی بارش- رواناب با استفاده از فیلتر کالمن همادی توأم (مطالعه موردی: حوضه آبریز بهشتآباد)
دوره 12، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 123-130
محمدعلی قربانی، یعقوب دینپژوه، محمد مهدی معیری
چکیده تصمیمگیریهای دقیق با در نظر گرفتن عدم قطعیتها در برنامهریزی مدرن منابع آب منجر به حصول نتایج واقعبینانهتری شده که تأکید بر اهمیت برآورد عدمقطعیت مدلها در مطالعات مربوطه نیز میباشد. در این تحقیق، از فیلتر کالمن همادی توأم (JEnKF) برای برآورد و کاهش عدمقطعیت در یک مدل مفهومی هیدرولوژیکی بارش رواناب جهت مدلسازی حوضة بهشتآباد در استان چهارمحال و بختیاری برای سالهای 1385-1380 استفاده شد. مدل مفهومی مورد استفاده، مدل HyMod بوده که با توجه به خصوصیات حوضه، زیرمدل ذوب برف نیز به آن اضافه شد. کارایی این روش در پیشبینی جریان، توسط معیار RMSE در مقادیر دبی طبقهبندیشده در چهار دسته متمایز با نتایج روش جستجوی بهینه سراسری SCE ارزیابی شد. نتایج نشان داد که بهروزرسانی متغیرهای حالت، خطای پایینتری را در هر یک از دستههای مختلف جریان و بهخصوص جریانهای پایه ارائه میدهد. مقدار کاهش خطای روش JEnKF در مقایسه با روش SCE در دورة واسنجی 1383-1380 از حداقل 18 درصد تا حداکثر 63 درصد تغییر کرد؛ این رقم برای دورة صحتسنجی بین 7 تا حداکثر 73 درصد بود. در پایان، عدمقطعیتِ پیشبینی مدل در دو شرایط مختلف، یکی شرایط عدمقطعیت ناشی از (فقط) پارامترها و دیگری، شرایط عدمقطعیت ناشی از اجزای مختلف مدل، شامل پارامترها، متغیرهای حالت و خروجیها با هم مقایسه شد. نتایج این بررسی، حاکی از پوشش بهتر دادههای مشاهداتی در شرایط دوم توسط عدمقطعیتِ پیشبینی مدل بود.
